ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٥ - ترجمهء خطبهء صد و بيست و سوم
٦ ، ٧ - إن الموت طالب حثيت لا يفوته المقيم و لا يعجزه الهارب قطعى است كه مرگ آن جوينده سريع و جدّى است كه هيچ اقامت كننده اى در محلى ، از آن فوت نمى شود ، و نه فرار كننده اى آن را ناتوان مى سازد ) .
هيچ چاره اى براى هيچ كس از مرگ وجود ندارد
هيچ چاره اى براى هيچ كس از مرگ وجود ندارد يقينى است كه گذر همه انسانهاى زنده از پل انتقال به ابديت كه مرگ ناميده مى شود ، به وقوع خواهد پيوست . اين چراغ فروزان كه نامش زندگى است با صرصر حوادثى كه طلايه دار مرگ است خاموش خواهد گشت . روزى اين چشمان تيز بين و اين گوشهاى تيز شنو و ذائقه هايى كه با چشيدن طعمهاى لذيذ ، هيجانى به زندگى مى بخشيد و ديگر حواس و عوامل درك ، به خاموشى مى گرايند . مغز ، اين كارگاه شگفت انگيز هم كارهاى بسيار متنوع و عظيم خود را رها نموده و تدريجا رو به پوسيدن خواهد رفت كه جايگاهى براى بازى حشرات زير زمينى گردد . همهء اينها جرياناتى است كه بالاخره دير يا زود سر راه همهء زندگان را خواهد گرفت . پايان زندگى كه خاموشى همهء كالبد مادى با عوامل فعالش مى باشد ، همزمان با به خود آمدن نفس و آگاهى آن از موجوديت و سرنوشتى است كه براى خود اندوخته و رهسپار ابديت مى گردد . اين جريان كه تعلق نفس بر بدن ابدى نيست و بالاخره جدائى آن دو از يكديگر تا روز قيامت قطعى است ، بار ديگر اين دو حقيقت يكديگر را دريافته و آمادهء پاسخ از مسئوليتهاى خود خواهند گشت .
٨ ، ٩ - إنّ أكرم الموت القتل ، و الَّذى نفس ابن أبي طالب بيده لألف ضربة بالسّيف أهون علىّ من ميتة على الفراش فى غير طاعة اللَّه ( با كرامتترين مرگ ، كشته شدن در راه خداست . سوگند به آن خدايى كه جان فرزند ابي طالب بدست اوست ، هزار ضربهء شمشير براى من آسانتر است از آن مرگ در رختخواب كه در اطاعت خداوندى نباشم ) .
شريفترين مرگ شهادت است و پستترين مرگ آن است كه انسان در مسير عدم اطاعت خداوندى بميرد
شريفترين مرگ شهادت است و پستترين مرگ آن است كه انسان در مسير عدم اطاعت خداوندى بميرد مقصود امير المؤمنين عليه السلام از قتل در جملات مورد تفسير ، كشته شدن در