ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٠ - اگر مال ، مال خودم بود و از دسترنج خويشتن تهيه كرده بودم ، و مى خواستم آنرا به مردم بدهم ، فرقى ميان آنان نمى گذاشتم حال اگر مال ، مال خداوندى باشد ، بديهى است كه همهء مردم مستمند در بارهء آن مساويند
هر گونه عطاء خلاف اصل و قانون است كه اسراف محسوب مى شود و آيات و روايات فراوانى در ممنوعيت اسراف وارد شده است كه دلالت بر معصيت بودن اسراف مى نمايند . سپس مى فرمايد : فرق گذاشتن ميان مردم بجهت امتيازات ، اگر چه در اين دنيا موجب سر بلندى ميان مردم مى باشد ، ولى بدانجهت كه خلاف قانون است ، بار جرم آنرا در روز قيامت بايد بدوش خود بكشد . از طرف ديگر همان مردمى كه بدون استحقاق واقعى مالى را دريافت كردهاند ، سپاسگزارى و قدر دانى و وفا به بخشندهء مال نخواهند نمود . اين حقيقتى است كه تجربه آنرا بخوبى نشان داده است . البته در اين مورد دو مسئلهء مهم وجود دارد كه يكى از آن دو كاملا روشن است و دومى احتياج به توضيحى دارد كه مطرح خواهيم كرد . اما مسئلهء يكم - تساوى در صورتيست كه بعضى از افراد نيازى بيشتر از ديگران نداشته باشند كه در صورت بر طرف نشدن آن ، حيات آن افراد با خطر مواجه مى گردد .
مسئله دوم - آيا انسانهايى كه داراى امتيازات اختيارى هستند با احساس تساوى با ديگران در برخوردارى از مزاياى زندگى ، مأيوس و دلسرد نمى شوند و بديهى است كه اين يأس و دلسردى موجب ورود ضرر بر اجتماع مى گردد .
اين يك سؤال بسيار با مورد است و حاصل آن اينست كه اگر انسانهايى كه از امتيازات اختيارى برخوردارند ، مانند تلاش و تكاپو در راه مصالح جامعه و دفع ضرر و آسيب از آن و همچنين مانند بكار بردن نبوغ و هشياريها و انرژىهاى مغزى و عضلانى در بوجود آوردن ساختار تكاملى براى جامعه ، اگر در بهره بردارى از وسايل معيشت با ديگران مساوى باشند ، طبيعى است كه دلسرد مى شوند و يأس و نوميدى جوشش و اشتياق آنان را به كارهاى مفيد فرو مى نشاند و از بين مى برد .
حلّ اين مشكل را مى توان به ترتيب زير مطرح نمود : اين كه اكثريت قريب به اتفاق مردم سود جو و تمايلات آنان به نفع بمعناى عام بسيار فراوان است ، هيچ مورد ترديد نيست . بنا بر اين ، ما چند راه در پيش داريم كه مى توانيم آنها را مورد توجه قرار بدهيم : ١ - كوشش جدى براى تعليم و تربيتى كه بتواند عظمت ارزش ذاتى امتيازات