ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٢ - در آن هنگام كه موضوع علم مربوط به خود انسان بوده باشد ، دخالت منطقهء ١٧١ من ١٨٧ و عوامل و وسايل و كانالهاى درك كه در اختيار دارد ، در علم و معرفت به واقعيات براى خود ( جز ١٧١ من ١٨٧ ) شديدتر مى گردد
و همان گونه كه در هنگام علم حضورى ، ذات ( من ) خود را مى تواند از « جز من » يعنى از همهء واقعيات هستى در برون ذات جدا و مستقل دريابد ، با عامل درك كنندهء مستقل ديگر انسانها را براى شناسايى مطرح نمايد ، نه اين كه خود جزئى از انسانها و در ارتباط با آنها در حال تأثير و تأثر قرار بگيرد و با اين وصف بخواهد علم و معرفتى در بارهء انسانها بدست بياورد و ديگران را از آن برخوردار بسازد و مسلم است كه چنين اشراف و استقلال با دانشها و بينشهاى معمولى رسمى امكان پذير نيست ، و هيچ راهى جز تصفيه و تهذيب درون كه آدمى را موفق به شهود مى نمايد ، وجود ندارد .
دخالت و تصرف هدف گيريهاى منطقهء يكم
دخالت و تصرف هدف گيريهاى منطقهء يكم ( من با عوامل و وسايل و كانالهايى كه در اختيار دارد ) در منطقهء دوم ( واقعيات براى خود كه قلمرو « جز من » است ) بر سه قسم عمده تقسيم مى گردد قسم يكم
قسم يكم - از هدفگيريها و توجيهات در بارهء علم و معرفتى كه بدست مى آوريم ، امرى طبيعى و قانونى بوده هيچ گونه اشكالى در زندگى علمى و عملى ما بوجود نمى آورند ، مانند شناختن مقاومت مصالح كه در بارهء عده اى از مواد كه در ساختمانها بكار مى بريم . بديهى است كه ممكن است در بارهء همان مواد ابعاد و سطوح فراوانى براى شناختن داشته باشيم ، ولى هنگامى كه هدف ما شناختن مقدار و كيفيت مقاومت آن مصالح است اگر ابعاد و سطوح ديگرى از همان مواد را مورد توجه قرار ندهيم ، هيچ خيانت و جنايتى را در عالم بشريت نه به ارزشهاى انسانى و نه به موجوديت طبيعى انسانها وارد نساختهايم . اگر انسانى را كه از فاصلهء دور مى بينيم كوچكتر از آن ببينيم كه واقعيت دارد ، باز هيچگونه اعتراضى بر اين مشاهدهء ما وارد نمى آيد ، زيرا مقتضاى دورى فاصله ميان ما و جسمى كه مورد ديدن ما قرار گرفته است ، يك امرى طبيعى است كه مربوط به ساختمان چشم ما و فاصله اى كه ما بين ما و آن جسم وجود دارد و همچنين ساير عواملى كه ممكن است در اين مشاهده دخالت بورزند . بنا بر اين ما با آن هدف گيرى معقول كه در بارهء شناخت يك عده مواد از ديدگاه مقاومت مصالح و همچنين مشاهدهء انسان از فاصلهء دور وارد قلمرو شناخت شدهايم هيچگونه امرى خارج از قانون طبيعى و ارزشها را مرتكب نگشتهايم .