نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩
دیگر دارد این است که امر الهی است آقای طباطبائی یک بحث خوبی در
تفسیر دارند ، میگویند : قرآن هر جا که " امر " میگوید در خلقتهای بی
زمان است و هر جا که " خلق " میگوید در خلقتهای زمان دار است ، و این
توجه خوبی است .
این ( انسان ) چون تنها موجودیست که رسیده است به مرحلهای که استعداد
وجود امری دارد و به تعبیر قرآن استعداد روح دارد ، دین که فطرت است ،
گونهای از آفرینش است و هر چیز دیگری که فطری باشد مانند عقل فطری و
اخلاق فطری و حتی دوستی و عشق همه اینها آثاری است که مترتب میشود بر آن
مرحله خاص که طبیعت و ماده دارای چنین آفرینشی میشوند [١] .
به هر حال غرض اینها که آمدند و چنین مسئلهای را تحت عنوان تبدیل
کمیت به کیفیت تعبیر کردند این است که از یک طرف میخواستند یک اصل
مادی ذکر کنند در صورتیکه این از آن اصلهائی است که بیشتر از آن مقداری
که بتواند مادی باشد الهی است ، منتهی اینها با کلمه ساده تبدیل کمیت
به کیفیت خواستند خودشان را خلاص کنند .
و حال آنکه اولا ، کمیت یک مقولهایست متباین با کیفیت و محال است
کمیت به کیفیت تبدیل بشود . تعبیراتی که در علم بکار بردن آنها بطور
مسامحه آمیز جایز است در فلسفه جایز نیست ، در این مورد حس ما اینجور
میبیند که شیئی تا مدتی تغییرات کمی
[١] سؤال : این از خارج میآید ؟ جواب : مقصودتان از خارج چیست ؟ سؤال کننده : خارج از ماده . جواب : بله ، حتما از خارج ماده میآید ، این حقیقتی است که مثل خود ماده از بیرون افاضه شده است ، و به همان معنی که وجود ماده قائم به غیر است ، آنهم از بیرون افاضه شده است ، یعنی از جانب خدا . سؤال کننده : خدا که بی سبب بالاخره کاری انجام نمی دهد ، این خود ماده است ، که به شکلهای مختلف در پی میآید . جواب : ماده که به خودش نمی تواند مرتبه وجودی بدهد ماده ، ماده است ، ماده الان دارای یک درجه از وجود است که این درجه را با اینکه حفظ کرده دارای درجه اضافه میشود ، که به بعضی از درجات که میرسد به مرحله تجرد میرسد . سؤال کننده : پس این حرکت جوهر چه کار میکند ؟ جواب : حرکت جوهری همین است . سؤال کننده : پس حرکت در ذات ماده است . جواب : ذات ماده حرکت است یعنی ذات ماده از بیرون آمده ، وقتی گفتید حرکت اشتداری یعنی اشتدارش از بیرون آمده ، یعنی مرتبه قبلی استعداد رتبه بعد را دارد نه اینکه آفریننده مرحله بعد است ، ماده خودش قابل است ، و هر مرتبهاش قابل مرتبه دیگر است ماده حتی نسبت به مرحله بعد خودش خالق خودش نیست و نگهدارنده خودش نیست .