نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦
این شیئی واقعا تغییر ماهیت پیدا میکند ، یعنی از نظر ما که بخواهیم
تفسیر فلسفی بکنیم ، برای این شیئی صورت نوعیه جدید پیدا میشود ، غیر از
صورت نوعیه قبلی . جماد وقتی به مرحله نبات برسد ( بنابر همان سیر
تکامل که امروزه قائل هستند ) چنین نیست که جوهر همان جوهر باشد و
تغییراتی در کمیت پیدا کرده باشد و حالا آن تغییرات کمی تبدیل به تغییر
کیفی شده باشد نه ، اینجا در واقع جوهر جدید پیدا شده ، و جوهری بر جوهر
سابق اضافه شده یعنی آنچه در سابق در ماده معدنی بوده الان در نبات وجود
دارد ، بعلاوه اینکه یک حقیقت با یک سلسله خواص دیگر پیدا شده است .
اگر ما میگوییم شیئی تغییر کمی پیدا میکند یعنی استعداد ماده تکامل پیدا
میکند ، تا میرسد به مرحلهای که صورت جدید پیدا میکند این تبدیل جوهر به
جوهر است [١] . بعد نبات سیر تدریجی میکند ( حالا به قول اینها همه
نباتها دارای یک جوهرند ، ولی به قول مرحوم آخوند در هر مرحلهای نبات ،
جوهرش تغییر کرده ، ولی یک جا تغییرش شدید است ) میرسد به حیوان ،
حیوان همه خصلتهائی که نبات دارد . دارا است بعلاوه خصلتهای جدیدی که در
نبات نبود اسمش را میگذارند تبدیل کمیت به کیفیت بسیار خوب ،
ماهیتش عوض شده است یا نه ؟
اگر عوض شده ، حتما یک بارقه دیگری در ذات جوهرش اضافه شده ، یعنی
این طور نیست که جوهر همان جوهر است و فقط خاصیتها کم و زیاد میشود ،
که فلسفه اینها و این چیزی که شما میگویید ماهیت جدید ، این همان
مکتسبات گذشته است ، مکتسبات بر این اساس است که ماده همان ماده
اولی است ولی بعد در اثر اینکه مکتسبات اضافه میشود گذشته یعنی چه ؟
شما که خودتان میگوئید ماهیت عوض شده است [٢] .
[١] سؤال : ممکن است آنها بگویند ، شما اسمش را تبدیل جوهر به جوهر گذاشتهاید و الا این کیفیت جدید است نه جوهر جدید . جواب : جواب این حرف خیلی روشن است ، این وضع تازه که شما اسمش را گذاشتید کیفیت ، آیا ماهیتش عوض شد یا نشد ؟ اگر ماهیتش عوض نشد دلیلی ندارد که خواص و آثارش عوض بشود و حال آنکه خودشان هم تغییر میکنند که ماهیتش عوض شده است و این چیز دیگری است و لذا میگویند قانونش باید قانون دیگری باشد ، حالا اگر بگویید در لفظ خیلی سخت گیری نکنید و هر چند که میگویند ماهیتش تغییر میکند ولی مقصود همان کیفیت است ، جوابش این است که : همه حرفهای ما در فلسفه همین است که کیفیت که شما به صورت عرض آنرا تلقی میکنید ، این عرض تابع اصل و موضوع خودش است و تا در اصلش تغییر پیدا نشود محال است که در عرض تغییر پیدا بشود ، منتهی شما کیفیت را میبینید ، و اصلش ( جوهر ) را نمی بینید ، یعنی این تغییر کیفی دلیل بر تغییر جوهری است . [٢] سؤال : آنها که ماهیت را به این معنای فلسفی به کار نمی برند . جواب : به هر معنی بگویند ، بالاخره یا جوهر تغییر کرده و یا عرض ، اگر جوهر تغییر کرده باشد که ( فهو المطلوب ) و اگر عرض تغییر کرده باشد ، عرض که بیخود تغییر نمی کند . سؤال کننده : عرض تغییر کرده یعنی ماده است و ماده که تغییر کند آثارش هم تغییر میکند . >