نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٦
اشکال دیگر اینکه : طبق اصول اینها حرکت معلول تضاد است و اگر تضاد نباشد حرکت نیست ، از سوی دیگر تضاد هم نمی تواند نباشد و ضرورش تضاد هست ، نه اینکه میتواند تضاد نباشد و بدنبال آن حرکت هم نباشد ، اینها سکون را مساوی با مرگ میدانند . نتیجه این اصل
> جواب : تضاد هابیل و قابیل هم طبقاتی نبود آنها که اساسا اینها را دروغ میدانند و خود این مجادل قصه هابیل و قابیل را اسطوره مینامد . سؤال کننده : آیا نمیشود گفت هابیل و قابیل سمبل دو طبقه هستند و مقصود تضاد و کشمکش دو طبقه است ؟ جواب : قرآن که خلاف اینرا میگوید و چنین چیزی از قرآن استفاده نمی شود . اتفاقا یکی از زیباترین تابلوهای قرآن این است که اختلاف میان انسان تکامل یافته به معنای واقعی ، یعنی انسان وابسته به عقیده و ایمان خودش و آزاد از محیط ، انسانی که درباره خدا و تقوی میاندیشد ، و انسانی که اسیر شهوات پست و منحط است را منعکس میکند ، نه جنگ دو طبقه را برای مصالح شخصی خویش . جنگی که قرآن مطرح میکند جنگ عقیده است ، جنگ میان گروه وابسته به عقیده و گروه وابسته به منافع مثلا درباره جنگ بدر میگوید " قد کان لکم آیه فی فئتین التفتا ، فئة تقاتل فی سبیل الله و
اخری کافرش ». . . " آل عمران / ١٣ یک گروه در راه عقیده میجنگند ، و در مورد گروه دیگر نمی گوید در راه عقیدهای دیگر میجنگند ، همین قدر میگوید " و اخری کافرش »" . یعنی جنگ میان ایمان و انسان به عقیده و ایمان رسیده و انسانهای وابسته به منافع خودشان ، در قضیه هابیل و قابیل هم در کمال صراحت همین مطلب بیان شده است . سؤال کننده : در این آیه به عقیده گروه دیگر اشاره نشده است ولی در
آیات دیگر صریحا میگوید " و الذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطاغوت" ( النساء / ٧٦ ) جواب : اتفاقا یک بحث شیرین و عالیای در اینجا هست و خود این " فی سبیل الطاغوت غ" هم مشتمل بر یک نکته جالب و دقیقی است . معنای " یقاتلون فی سبیل الطاغوت »" جنگ در راه ایمان به طاغوت نیست . از قرآن فهمیده میشود که در جنگهای اهل ایمان با مخالفانشان ، مثل جنگ موسی ( ع ) و فرعون ، اهل ایمان در راه عقیده خودشان میجنگند و مردم را هم در مسیر ایمان انداختهاند [ اما ] فرعون و فرعونیان که گردانندگان این جنگها هستند ، در راه مصالح خودشان میجنگند نه در راه ایمان و عقیدهای ، ولی از ایمان و عقیده تقلیدی مردم استفاده میکنند ، و مردم را از راه عقیدهشان تحریک میکنند . این حقیقت با بیان عجیبی در قرآن آمده است . مثلا " انی اخاف ان یبدل دینکم او ان یظهر فی الارض الفساد »" ( غافر / ٢٦ ) . و توده بدبخت را از راه اینکه این میخواهد دین شما را بهم بزند تحریک میکند و آنها را به جنگ و امیدارد ، ولی ماهیت واقعی جنگ را که تصورات و خیالات توده مردم تشکیل نمی دهد ، ماهیت واقعی جنگ وابسته به انگیزهها و مقاصد سوء سران است ، و با در نظر گرفتن اهداف آنها ، بخوبی میتوان گفت که این جنگ در عقیده نیست جنگ اهل ایمان و عقیده با گروههای وابسته به منافع شخصی خویش است .