نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢
تصدیق میکند و میگوید ذهن انسان حق ندارد چیزی از پیش خود بسازد علم
یعنی انعکاس مستقیم خارج . اما یک وقت است که ما واقعا میخواهیم
مسئله را حل کنیم در اینجا میبینیم اصل کلی را قبول میکند به این مضمون
که هر تجربی مذهبی نیز به ناچار که در هر تجربهای یک قیاس پنهان است ،
والا اگر ما باشیم با آن مقداری که عمل تجربه میرساند ، جز یک سلسله امور
جزئی چیز دیگری بدست نمی آوریم ، اما این ذهن ما است که بعد با قیاسهای
مخفی و پنهانی که بوعلی و امثال بوعلی ذکر کردهاند ، میآید اطلاعات بدست
آمده را میدهد [١] .
تعمیم به مشابهات واقعی خودش بعد از آنکه ملاک را بدست میآورد و این
مسئلهای نیست که بتوان آنرا با آن سخن عامیانه که علم جز انعکاس خارج
چیز دیگری نیست حل کرد . سابقا گفتیم : اشتباه است که کسی سیر ذهن را
همیشه از جزئی به کلی بداند ، همچنانکه اشتباه است که سیر آنرا همیشه از
کلی به جزئی بداند سیر ذهن نه منحصر است به سیر صعودی و نه منحصر است
به سیر نزولی .
اینها آمدهاند گفتهاند که قدما سیر ذهن را همیشه نزولی میدانستند و ما
آنرا صعودی میدانیم . اما حقیقت این است که سیر ذهن صعودی و نزولی است
، یعنی ذهن از جزئی به کلی میرود دو مرتبه از آن کلی به جزئیات دیگر
میرود ، اینها که انعکاس مستقیم بیرون نمی تواند شد ، معضل بزرگ حتی
برای خود اروپائیها همین بوده است ، شخصی مثل هیوم پیدا میشود و میگوید
: من از علم آن مقدار قبول دارم که انعکاس مستقیم ذهن باشد ، یک هیجانی
در همه ایجاد میکند چون پای انکار در کارش بود و میگفت همه فلسفهها را
بدور ریختم . و بعد که فکرش را میکنند میبینند با این حرف پایه و اساس
تمام علوم و معرفتها متزلزل شده است و اگر ما این سخن را بپذیریم ، دیگر
علم و معرفتی باقی نمی ماند ، کانت میآید فلسفهای برقرار میکند ( بقول
اینها آنتی تز فلسفه هیوم ) و چنان فاصلهای میان ذهن قائل میشود ( به
اعتبار همان صوری که آنها را ذاتا ذهنی میداند ) که باز به شکل دیگری
معرفت بی پایه میشود ، یعنی تطابق معرفت با خارج دیگر ، هیچ اساسی
ندارد ، در صورتیکه منطق واقعی وسط همان منطق معقولات ثانیه است [٢] .
به هر حال نظریه مارکسیستها که به نوعی بازگشت به نظریه هگل است و
قائل است که دیالکتیک نبرد نیروهای فکر به موازی نبرد واقعیات است
درست نیست .
مکانیزم جدل :
در این بخش دوم دو عنوان ذکر میکند ، یکی مکانیزم اندیشه ، و دیگری مکانیزم عمل ، و در واقع این دو از قبیل حکمت نظری و حکمت عملی ماست ، مقدمهای برای[١] همان قاعده حکم الامثال فی ما یجوز و فیما لایجوز واحد . [٢] بحث معقولات ثانیه مخصوصا معقولات ثانیه فلسفی خیلی پر ارزش است ( معقولات ثانیه >