نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٧
این است که : اگر ما برسیم به جامعه بی طبقه به قول خود اینها رسیدهایم
به جامعه بی حرکت [١] .
تا دوره لنین هم این نقض را کسی بر اینها نمی کرده ، بعد که این نقض
را بر آنها وارد کردند ، استالین آمد گفت : " ولی یک استثناء باید
قائل شد ، وقتیکه به جامعه بی طبقه رسیدیم ، ضرورت ندارد که آنجا هم
تکامل از راه انقلاب صورت بگیرد وقتی که به جامعه بی طبقه رسیدیم جامعه
از بالا هدایت میشود "
ما میتوانیم این حرف را بزنیم ولی آنها با اصول کذائیشان چطور
میتوانند صحبت از " هدایت از بالا " بکنند . یعنی میخواهند بگویند پس
از رسیدن به جامعه بی طبقه باز هم تکامل اجتماعی ادامه دارد نه اینکه
تکامل تنها در امور فنی و صنعتی است ( در نتیجه تضاد با طبیعت ) ولی
این تکامل اجتماعی استثناء از راه تضاد صورت نمی گیرد بلکه از بالا
هدایت میشود . در اینجا هم که " مجادل " برای جامعه بی طبقه کمونیزم
دو دوره فرض کرد و مدعی شد که جامعههای کمونیزم کنونی در دوره آغازین
هستند ، این اشکال به او میشود که این جامعههای بی طبقه از دوره اول
چگونه به دوره دوم منتقل میشوند با فرض اینکه دیگر تضادی در این جامعهها
وجود ندارد [٢] .
اینها در برابر این اشکال جوابی ندارند ، و لذا ناچار شدند حرفی را
زدند که در طول تاریخشان بی سابقه است ، گفتند " تکاملی که از بالا
هدایت میشود " ! اینکه حرف ماست و ما همیشه چنین حرفی میزدیم [٣]
اینها تازه در نهایت امر رسیدهاند به حرفی که الهیون میگفتند . الهیون
که برای انسان اصالت قائل بودهاند از اول مگر نمی گفتند " رهبری از بالا
" یعنی انسانهائی که این ایدهئولوژی را هم خوب درک میکنند و هم خوب
عمل میکنند اینها صلاحیت دارند که از بالا جامعه را هدایت کنند . بعد هم
، این حرف که " تاریخ به عقب بر نمی گردد "
[١] اشکال : تضاد میان انسان و طبیعت که هست . جواب : تضاد میان انسان و طبیعت که همیشه بوده ، و تازه تضاد میان انسان و طبیعت چه ربطی به تکامل اجتماعی دارد ؟ پس از نظر اجتماعی باید قبول کنند توقف حاصل میشود ، و فقط و فقط تضاد با طبیعت باقی میماند ، اتفاقا این حرف را هم نمیزنند . [٢] اشکال : اگر کاپیتالیزم را تز و سوسیالیزم را آنتی تز و کمونیزم را سنتز بگیریم مطلب درست میشود ، و انتقال از سوسیالیزم به کمونیزم توجیه میشود . جواب : معنای آنتی تز بودن سوسیالیزم و سنتز بودن کمونیزم این است که بین آندو تضاد وجود دارد و این تضاد از نظر تاریخی باید برگردد به تضاد طبقاتی ، چون اینها میگویند تاریخ را جز تضاد طبقاتی نمی تواند حرکت بدهد ، و حال آنکه اینها همان سوسیالیزم را جامعه بی طبقه میدانند ، پس تضادی که برای رسیدن به کمونیزم لازم است وجود ندارد ، از این گذشته ، پس از رسیدن به کمونیزم چه میگویند ؟ [٣] سؤال : نمیشود تکامل در این دوره را به تکامل اخلاق تفسیر کنیم ؟ جواب : آقا توجه نمی فرمائید ! اخلاق از نظر اینها معنائی ندارد جز آنکه در ضمن طبقات اجتماعی ، >