نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٤
دیگری هم طرح شود ، ولی بهترین بیانش همین است که ذکر شد .
اکنون باید ببینیم که اولا چرا اینها برای حقیقت و اخلاق دو حساب باز
کردند [ و مسأله جاودانگی حقیقت را از مسأله جاودانگی اصول اخلاقی تفکیک
کردند ] ، چه فرق است میان اصول اخلاقی و سایر اصول که ما آنها را حقیقت
مینامیم . بالاخره اصول اخلاقی هم یک سلسله اصول علمی هستند و قاعدش باید
آنچه در مورد همه اصول علمی از جاودانه بودن یا نبودن گفته میشود درباره
اصول اخلاقی هم باید جاری باشد .
و ثانیا باید ببینیم که آیا مؤیداتی برای حرف آنها که مدعی نسبیت
اخلاقی هستند وجود دارد یا نه و بعد ببینیم که واقع مطلب چیست .
[ ابتدا مسأله دوم و سپس مسأله اول را مطرح کرده و در پایان به بررسی
واقع مطلب میپردازیم ] :
ببینیم آیا میشود اخلاق مختلف و نسبی باشد ؟ مثلا جنسین ( زن و مرد )
دارای دو جور اخلاق باشند ؟ آیا ایدهها و مثالهای اخلاقی برای آنها دو جور
است یا یک جور ؟ چون در مقام مؤید آوردن برای نظر آنها هستیم ممکن است
گفته شود که در شریعت هم وارد شده است آنچه که اخلاق عالی برای مردم
شمرده میشود ، لزوما برای زن اخلاق عالی نیست و بالعکس ،
در نهج البلاغه آمده است " « خیار خصال النساء شرار خصال الرجال :
الزهو و الجبن والبخل » " [١] جبن در مقابل شجاعت است بنابراین ،
برای مرد ، شجاعت مثال اعلی و اخلاق است ، و برای زن جبن مثال اخلاق است
، برای مرد تواضع و فروتنی اخلاق است و برای زن تکبر و بی اعتنائی و برای
مرد جود اخلاق است و برای زن بخل ، و این ، تا حدودی نسبی بودن را
میرساند .
یا مثلا اخلاق عالم و غیر عالم ، گاهی گفته میشود برای عالم فلان چیز اخلاق
است . و آن چیز برای جاهل مطلوب نیست . و همه عناوین ثانویهای که ما
داریم ، اخلاق را از اطلاق میاندازد ، راستی خوب است ، اما نه بطور مطلق
، در شرائطی خوب است ، و در شرائط دیگری دروغ بر آن ترجیح دارد ، باز
هم موارد دیگری داریم [ که مؤید نسبی بودن اخلاق است ] مثال تکبر در
مقابل متکبر و نظایر آن [٢] .
در آداب که نسبیت زیاد است : " اذا کنت فی بلدش ، فعاشر به آدابها
" مثلا یک چیزهائی را اگر بگوییم ملاک حسن و قبحها هست ، یک چیزهائی
در یک جاهائی از نظر اخلاق و
[١] حکمت شماره . ٢٣٤ [٢] اشکال - اینها ظاهرا به اطلاق ضرر نمیزند ، و همیشه و برای همه ثابت است جبن برای هر زنی و بطور دائم اخلاق است . جواب - آن کسی که میگوید : اخلاق مطلق است و کلی ، مقصودش اینستکه مثلا جبن از آن جهت که جبن است [ خلاف اخلاق است ] و فرق نمی کند که در زن باشد یا در مرد ، در هر موردی و از هر کسی بد است شجاعت ، از آن جهت که شجاعت است [ اخلاق است ] و وقتی شما میگویید ، شجاعت برای مرد و جبن برای زن فضیلت است ، معنایش اینست که ایندو خصلت فی ذاته فضیلت نیستند .