نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٤
مثل بوعلی سینا بر علوم زمان خودش احاطه داشت ، طبش از فلسفهاش با
خبر بود و فلسفهاش از طبش ، هر دوی اینها از ادبیاتش و همه اینها از
منطقش و ریاضیاتش در نتیجه ، میان علومش یک هماهنگی کاملی وجود داشت
، و انسان در هر علمی اثر علوم دیگرش را میدید ولی بعد ، که تقسیم کار
بوجود آمد نه تنها بوعلی سینا برای همه علوم کافی نیست ، برای طب تنها
هم کافی نیست ، و مثل بوعلی سینائی مثلا تنها در چشم پزشکی باید کار بکند
، و در نتیجه هر دانشمندی از رشتههای دیگر بی خبر میماند و این بی خبریها
انتظام علوم را بکلی بهم زده است و لهذا هر کدام در اثر بی خبری علم
دیگری را قبول ندارند " « الناس اعداء ما جهلوا » " و از اینجا ، که
مواجه با مشکل شدهاند ، بفکر افتادهاند که فلسفهای برای علوم بوجود
بیاورند که بتواند علوم را با یکدیگر پیوند بدهد و رابطه میان آنها را
مشخص نماید . فلسفه علوم ، الان خودش علمی شده است در دنیا و بعضی از
دانشمندان رشته تخصصیشان فلسفه علوم است ، و خود فلسفه علوم هیچ علم
خاصی نیست و حتی فلسفه اصطلاحی هم نیست ، فقط کوشش میکند روابط میان
علوم را بدست بیاورد و وحدتی میان آنها برقرار بکند [١] .
این تکاملی که اینها میگویند جامعه بشری پیدا کرده است در سه مورد
قابل تصور است :
یکی تکامل در ابزار ، که این مطلب مسلم است و جای شک نیست که ابزار
تکامل پیدا کرده .
دیگری تکامل به معنای اسپنسری یعنی جامعه در روابط تکامل پیدا کرده و
از نظر تنوع و تقسیم کار متکامل شده است . تکامل به این معنی هم غیر
قابل انکار است ، مثلا جامعه ده قرن قبل ایران را یک شخصی مثل نظام
الملک میتوانست به تنهائی اداره کند ولی امروزه صدتا خواجه نظام الملک
هم کم است ، چون تنوع و تقسیم کار امروز قابل مقایسه با آن زمان نیست .
ولی مسئله دیگر ( و مهمتر ) مسئله معنوی است ، که آیا انسان همچنانکه
از نظر ابزار و تشکیلات تکامل پیدا کرده است ، از نظر معنوی هم تکامل
پیدا کرده است ؟ جنبه معنوی باز به دو قسمت تقسیم میشود معنوی به معنای
" علمی " یعنی علم و اطلاع و آگاهی مانند آن ، تکامل در این قسمت هم
قابل انکار نیست قسم دوم ، معنوی به معنای انسانی ، یا بقول اینها
ارزشهای انسانی و ارزشهای اخلاقی است . آیا جامعه به همان نسبت که در آن
دو ، سه قسمت تکامل پیدا کرده است در ارزشهای انسانی هم پیش رفته ؟ به
آن نسبت که بدون شک پیش نرفته واحدی هم ادعا نکرده و حتی اگر کسی
بگوید پیش که نرفته سهل است در این قسمتها عقب هم افتاده ، بنظر ما
حرف دور از حقیقت نگفته است .
[١] اشکال : معلوم نیست این ، نقص باشد بلکه ممکن است بهتر باشد . جواب : برای کی بهتر است ، برای فرد یا جامعه ؟ برای فرد که بدون تردید بهتر نیست ، این چه بهتری است برای فرد که مثلا در چشم پزشکی علامه دهر باشد ولی نداند که مثلا ادبیات خوردنی است یا پوشیدنی ، بله برای جامعه وجود افراد متخصص بهتر است .