نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣١
انسان اینستکه برادرکش ، پریشان ، در بدر ، سرگردان باشد برای همیشه ،
ایدهآل انسان رسیدن به جامعه بی طبقه است ، یعنی جامعه بدون تضاد درونی
[١] .
مدعی میگوید : آن مدینه فاضله یعنی پوچ ، چرا مرا به آینده حواله میدهی
، بگو الان چه هست ؟
او میگوید : میپذیرم که انسان معاصر انسان را میکشد ولی نمی پذیرم که
کشتار و برادر کشی در ذات انسان است .
مدعی میگوید : پس چرا هابیل قابیل را کشت ( که عکس صحیح است ) .
مجادل جواب میدهد : اینها اسطوره است ، اسطوره چیزی را برای ما روشن
نمی کند . مدعی میگوید ، مگر " ایسم " ها و " لوژی " ها روشن کردهاند
؟ مگر افلاطون و مارکس روشن کردهاند ؟ اینها هم در حد خواب و خیال است
، بعد میگوید : آن مدینه فاضله کجاست و کدام خط انسان را به آنجا میبرد
؟
مجادل جواب میدهد : شهر زیبا و نیک افلاطون ، یا جامعه بی طبقه مارکس
، خطی نیست که من و شما یک تنه یا دو تنه سوار یک اتوبوسش بشویم و
برویم ، این خط یک اتوبوس بیشتر ندارد ، این اتوبوس در لحظهای تاریخی
( یعنی اختیاری ما هم نیست ) سر ساعت معین ناگهان راه میافتد ، افراد
قشری که در عمرشان اتوبوس سوار نشدهاند زیر چرخ این اتوبوس له میشوند ،
اما انبوه مردم ( توده مردم ) همه باهم سوارش میشوند و به سوی مقصد
تاریخی خویش پیش میروند .
مدعی میگوید : باز حواله به آیندهداری میدهی و اینها هم که همه وعده
است ، یک امر عینی بیاور .
مجادل جواب میدهد و میگوید : همهاش هم آینده نیست ، بالفعل هم هست
. بعد میگوید : من اصطلاحی دارم که این اصطلاح مال خودم است ، و آن
اینستکه : ما ، دو زمان داریم یک زمان تقویمی و دیگر زمان تاریخی . زمان
تقویمی زمانی است که بحسب تقویم تقویم تعیین میشود و شمار سال بیان
میشود مثلا سال ١٣٥٦ ، در زمان تقویمی همه مردم هم زمان با یکدیگر هستند ،
همه جامعهها در یک زمان تقویمی زندگی میکنند ، ولی زمان تاریخی چیز
دیگری است ، یعنی مراحل تطور تاریخ از نظر مراحل تاریخ جامعهها در یک
زمان زندگی نمی کنند ، خیلی جامعهها هستند که در قرن ١٥ - ١٦ بلکه در
قرنهای قبل از میلاد زندگی میکنند ، و جامعههائی هم هستند که به آن لحظه
تاریخی خودشان رسیدهاند و میتوانید بروید تماشا کنید ( یعنی جامعههای
کمونیستی ) . بعضی ملتها به لحظه تاریخی خود رسیده و سوار اتوبوس شدهاند
و به شکل ایدهآل بسی نزدیک شدهاند . نمیگوید
[١] جدال با مدعی - چاپ اول - ص ٤٩ و . ٥٠