نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣
می شود در صورتیکه تا وقتی به رفاه و آسایش نرسیده است تحرک دارد و با مشکلات دست و پنجه نرم میکند ، و همین که به رفاه رسید گرفتار تن پروری و تنبلی و بی حرکتی میشود ، پس مرگش وقتی شروع میشود که به صلح رسیده باشد ، یعنی دشمن ( مشکلات ) از جلو پایش دور برود ، و لذا میگوید هگل گفته است : دولتها اگر بخواهند موجودیتشان محفوظ بماند باید دشمن برای خودشان خلق بکنند . البته این یک قاعده کلی است و در مورد افراد و جوامع صدق میکند و تا حد زیادی هم درست است ( در مورد فائده شیطان و نفس اماره و بلاها هم چنین حرفی گفته شده است ، آیه شریفه " « فان مع العسر یسرا ٠ ان مع العسر یسرا »" همین طور توجیه میشود . با سختی ، سستی هست ، و با سختی سستی هست ، و در جمله بعد " « فاذا فرغت فانصب و الی ربک فارغب " میگوید که پس از اینکه فارغ شدی دوباره خود را به رنج و زحمت بینداز ، و این برای بعضیها مشکل بوده که " « اذا فرغت »" باز دو مرتبه " « فانصب غ" و باز خودت را به رنج و زحمت بیانداز ، نه این توجیه صحیح دارد ، و خلاصه اینکه از بیکاری و مشکل در جلو نبودن جز رکود و جمود و مردگی چیزی پیدا نمی شود ) . دیالکتیک که مبارزه و جنگ اضداد را مادر همه چیز میداند ، قهرا فلسفهای است که در عمل هم انسان را به مبارزه دعوت میکند و مبارزه را یکی از مقدسترین چیزها میشمارد ، و ماهم در کتاب " قیام و انقلاب مهدی ( ع ) جزو اصولی که به عنوان نتیجه دیالکتیک ذکر کردهایم یکی همین اصل قداست مبارزه و جهاد است ، و البته این فکر به مسئله جهاد هم خیلی کمک میکند ، یعنی یک فکر صد در صد ضد مسیحی است ، نه ضد اسلامی ، چون از نظر اسلام جهاد خودش یکی از ارکان است ، و مبارزه اساسا در اسلام قداست دارد ، و این را خودشان هم درباره اسلام قبول دارند ، و مسیحی ها که صلح را به طور مطلق بر هر جنگی و مبارزهای ترجیح میدهند ، قهرا این فکر مخالف آنها است . این جوانها هم بیشتر گرایششان به دیالکتیک و قهرا ماتریالیسم روی همین حساب است ، که این فلسفه ، فلسفه قدرت و فلسفه عمل است ، جوان هم که اساسا آمادگی برای عمل دارد ، یعنی در مرحله اول میخواهد فلسفهای به او پیشنهاد بشود که فلسفه عمل باشد ( به علت همان نیروی زیادی که در جوان هست ) بعد برایش توجیه درست میکند . اضافه بر این ، اینها مدعی هستند ماتریالیسم دیالکتیک دانش مبارزه است ( روی این کلمه خیلی باید دقت کرد ) یعنی خود مبارزه اگر علمی داشته باشد که چطور باید مبارزه کرد و راهش چیست و در هر مرحله از مراحل مبارزه چه تاکتیکی باید بکار برد ، این همین دانش دیالکتیک است ، البته ماتریالیسم دیالکتیک تاریخی دانش مبارزه است یعنی بینش مادی ( اقتصادی ) دیالکتیک تاریخ . این مطلب بزرگترین چیزیست که اینها به آن افتخار میکنند و چیزی هم که جوانهای امروز مطالبه میکنند همین است ، میگویند شما باید تاریخ و جامعه را طوری برای ما تفسیر بکنید که گذشته را تفسیر بکند و راه برای آینده هم بگشاید ، یعنی درسی باشد که به دست انسان بدهند و بگویند اگر به این درس عمل بکنی موفق میشود ، مارکسیسم چنین راهی