نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩
دنیای خارج خود اینها وجود ندارند ، اصلا فکر بر محور معقولات ثانیه فلسفی
میچرخد ، و حال آنکه آنچه انعکاس مستقیم خارج است ، فقط معقولات اولی (
ماهیات ) است .
مارکسیستها بنای سخنشان بر این است که همه اینها انعکاس خارج است ،
آنها بین معقولات اولیه و ثانیه فرق نمی گذارند ، حتی در فلسفه کانت و
هگل هم بین معقولات اولی و ثانیه فرق گذاشته نشده است ، و حال آنکه فرق
میان معقولات اولی و معقولات ثانیه ( منطقی و فلسفی ، از اهم مسائل است
، هگل که اساسا دنیای دیگر دارد و نزد او معقولات اولی و ثانوی و ذهن و
خارج همه و همه یک چیز است ، اما اینها ( مارکسیستها ) که مبنای هگل را
قبول ندارند ، از راه انعکاس مستقیم خارج به ذهن وارد شدهاند ، بعد
میخواهند یک نوع تطابق بین ذهن و خارج قائل باشند . قطعا تطابق نیست ،
فرضا ما برای ذهن نوعی جدل و نبرد قائل باشیم و در خارج هم نبرد و جدال
وجود داشته باشد ، این دو قطعا یکی نیستند ، و جدل ذهن عین انعکاس خارج
نیست ، مثلا اگر در ذهن ما دو مطلب در برابر یکدیگر قرار میگیرند مثل
برهان خلف مثلا که میگوییم این شیئی چنین است . اگر چنین نباشد نقیض آن
باید صادق باشد ، و اگر نقیضش کاذب است پس قطعا خودش باید صادق باشد
، در اینجا که فکرها در برابر یکدیگر قرار میگیرند و نوعی برخورد واقع
میشود ، آیا در خارج چنین چیزی واقع میشود که شیئی در برابر شیئی واقع
میشود و تا آخر عمل خلف صورت میپذیرد ؟ نه ! در خارج که چنین چیزی
نیست [١] .
[١] سؤال - در خارج هم ما گاهی معقولات اولی را در حال برخورد با یکدیگر در نظر میگیریم ، و همین برخورد خارج است که به ذهن منتقل میشود ، پس باز هم برخوردهای ذهنی منشأ خارجی دارد و ممکن نیست که نداشته باشد ؟ جواب : معقولات اولیه که ماهیات موجود . هستند بدون شک همان طور که هستند در ذهن ما منتقل میشوند ، اگر میان اشیاء در خارج تضاد و برخوردی بود ، آن تضاد و برخورد هم در ذهن ما منعکس میشود ، ولی صحبت اینستکه ما چیز دیگری هم در ذهنمان داریم که آن تفکر است . در تفکر هم نوعی تضاد و برخورد میان عناصر فکری برقرار میشود ، میخواهیم بینیم آیا آن تضادی و دیالکتیکی که در فکر برقرار میشود و مجادلهای که در فکر میان عناصر فکری برقرار میشود عین انعکاس تضادهائیستکه در خارج برقرار میشود ؟ نه این عین آن نیست ، به این معنی عین آن نیست که ماهیات اشیاء که در ذهن منعکس میشوند با همه خصلتها و خواصشان و از آن جمله تضادشان ( که در ذهن منعکس شده ) تازه به منزله مادههائی هستند برای فکر بعد که این مادهها برای فکر پیدا میشود به ضمیمه معقولات ثانویه منطقی و فلسفی که اینها به یک نحو ساختههای خود ذهن هستند ، به ضمیمه تمام اینها تازه فکر برای ما بوجود میآید . یعنی ما نمی خواهیم انعکاس معقولات اولیه را در ذهن انکار کنیم ، شک ندارد که منعکس میشوند ، همچنین نمی خواهیم بگوئیم که تضادهایشان منعکس نمی شوند ، بلکه میخواهیم بگوئیم که استدلال و تفکر عین انعکاس معقولات اولیه با تضادهایشان در ذهن نیست . این معقولات اولیه با تمام خصلت هایشان - و از جمله تضادهایشان - تازه وقتی به >