نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٩
درست است . اتفاقا همینهائی که اینها میگویند ، " دگم " ، یک دستورهائی است که مدار را مشخص میکند که از این مدار نباید بیرون رفت ، مثل اینکه دو طرف جاده را برایش علامت گذاشته و گفته از میان این دو حد باید حرکت کنی ، تا بی نهایت هم علامت گذاشته ( این مطلب را در مقاله ختم نبوت ذکر کردیم ) . برنامهر یز وظیفه موقت را بیان میکند ولی در داخل آن محدوده ، و این موضوع مقتضیات زمان که طرح میکنند و میگویند مقتضیات زمان متغیر است ، باید پرسید چه چیزی متغیر است ؟ منزلها تغییر میکند ولی مسیر حرکت که تغییر نمی کند . اینها میگویند همه چیز تغییر میکند پس احکام هم باید تغییر بکند . کدام احکام ؟ احکامی که به منزله برنامه محدود حرکت از این منزل به آن منزل است ؟ بله ، اینها تغییر میکند ولی هیچ وقت دستورهای دین ناظر به این امور جزئی نیست مثل برنامه پنج ساله که برای یک کشوری طرح ریزی میکنند . مسائلی که ما به نام دین داریم برنامه از این منزل به آن منزل رفتن نیست ، برنامهای است که چهار چوب حرکت و مسیر کلی را مشخص و محدود میکند که از آن حد نباید تجاوز کرد ، انسان وقتی به ماهیت این دستورها پی ببرد در مییابد که قضیه همینطور است . [ بعد ] میگوید : " معمولا هر نقشهای دامنه و عمری محدود دارد " ، راست است آن چیزهائی که به منزله نقشههاست همین جور است . بعد میگوید : " ولی هر نقشه اصلاحی به نقشه اصلاحی دیگری میانجامد " . [ این هم درست است ] ، نقشهها ی اصلاحی جزئی همینجور است [ سپس میگوید ] " و بهبود هر یک از شئون اجتماعی بهبود شئون دیگری را ایجاب میکند و به این ترتیب تکامل عمومی جامعه میسر میگردد " . نه ، به این ترتیب کافی نیست ، لازم هست ولی کافی نیست . [ سپس میگوید ] : به بیان دیگر هر اصلاح جزئی گامی است که به سوی اصلاح کلی جامعه برداشته میشود " . درست است گامی است به سوی اصلاح کلی ولی باید خط سیر اصلاح کلی مشخص شود . ( و آنگاه میگوید ] : " و هر اصلاح کلی اصلاحات جزئی گوناگونی را پیش میآورد بنابراین جامعههائی که به نقشه کشی اجتماعی میپردازند به مسافری میمانند که به جای تعیین مقصدی دور به سوی مقصدی نزدیک میشتابد و پس از وصول به آن بی درنگ مقصد دورتری بر میگزیند و رهسپار میشود " یعنی مسافری است که مقصد ندارد ، مسافری که همین قدر میداند که تا یک منزل میرود و از آن به بعد هیچ نمی داند که کجا میرود . یک وقت انسان مقصدی دارد ولی راهش را نمی داند و منزل به منزل راه را پیدا میکند و کم کم به مقصد نزدیک میشود ، ولی یک وقت اساسا مقصدی ندارد و مقصد کلی معلوم نیست کجاست ، در اینصورت این منزلگاههای نزدیک به نزدیک از کجا [ معلوم است که ] در مسیر تکامل باشد ؟ بعد مسئله جنبشهای انقلابی پیش میآید ، میگوید : " جنبشهای انقلابی انواعی دارد ، گاهی مانند جنبشهای اصلاحی بر یکی از شئون اجتماعی ناظرند ( مثلا انقلاب ادبی " و گاهی شامل همه جامعه میشود . هر نوع انقلاب ، خصوصا انقلاب اجتماعی بزرگ که همه جامعه را در بر میگیرد رنگ طبقهای دارند ، چنانکه انقلاب انگلیس یا فرانسه یا روسیه یا چین انقلاب طبقهای بر ضد طبقهای بود ، همچنین شدت همه انقلابات یکسان نیست ، بطوریکه