نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧
پس حرف ما این است که : اینها که گفتند تبدیل کمیت به کیفیت ، خواستند بگویند تغییر کمی باعث تغییر عظیم در شیئی میشود و این تغییر عظیم را اینها با این لفظ بیان کردند ، مثلا میگویند آب شد بخار و این را اسمش را میگذارند تبدیل کمیت به کیفیت ، یعنی بالا رفتن حرارت آب و همان کمیت درجه حرارت تبدیل حد کیفیت ( که حرف بی معنائی است ) چون این اصل را اینها در طبیعت دیدهاند که اشیاء دارای یکماهیتند و در یک جریانهائی تدریجا همان ماهیت ممکن است تغییر کمی پیدا کند و وضعش عوض نشود و آثار همان آثار باشد ، ولی کم کم این تغییر کمی زیاد شود ، تا یک مرتبه واقعیتی به وجود میآید با یک سلسله خصلتهای نو ، همان خصلتهای قدیم را هم دارد ولی یک سلسله خصلتهای جدید پیدا میکند ، اینها با کلمه تبدیل کمیت به کیفیت خودشان را خلاص کردند . اما ما در پاسخ میگوییم خصلتهای نو مبدأ نو میخواهد ، و در اینجا بر همان مبدأ اولی چیزی اضافه شده است یعنی مبدأ اولی در ذات خودش چیزی بر او اضافه شده است که دارای خصلتهای جدید شده است ، ماده اگر زنده شد اینجور نیست که همان ماده سابق است در همان حد وجودی سابق منتهی همان خصلتهائی که اول داشت مثلا قوه جاذبه ، قوه دافعه ، همین خصلتها کم کم زیاد شد یک مرتبه شد موجود جاندار با خصلتهائی که اصلا در بی جان وجود ندارد ، خصلت جذب مواد از بیرون ،
> جواب : ماده تغییر نمی کند ، ماده در ماده بودنش لا یتغیر است . سؤال کننده : در ماده بودنش نه : اوضاعش تغییر میکند ، اتمها به شکلی بودند ، بعد شکلش تغییر میکند . جواب : خوب شکلش تغییر کند چرا سایر اعراضش تغییر میکند ؟ و مثلا تغییر " وضع " منجر به تغییر " کیف " بشود ؟ سؤال کننده : خوب این خاصیت ماده است . جواب : خاصیت ماده اینستکه کار گزاف صورت بگیرد ؟ اگر ماده مبدأ این تغییر است چرا اول نبوده ؟ سؤال کننده : چون اول شکل دیگری داشت . جواب : شکل خودش اثر ماده است همه این آثار ، مربوط به آن جوهری استکه این حرکت و تغییر در آن پیدا میشود آن جوهر یا در جوهر خودش تغییر میکند یا نمی کند ، اگر تغییر نمی کند تمام خصلتها از آن او است . سؤال کننده : جوهری در کار نیست : ذرات اتم است . جواب : همان ذرات اتم جوهر است یا عرض ؟ سؤال کننده : جوهر جواب : خوب این جوهر در جوهریت خودش تغییر میکند یا نه ؟ در جوهریت خودش تکامل پیدا میکند یا نه ؟ >