نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١
اجتماعی . یعنی نقش انسانها در بوجود آوردن سوسیالیسم بیش از نقش یک
ماما در به دنیا آمدن بچه نیست و همانطور که متولد شدن بچه از مادر
شرائط خاصی دارد و در موقعیت خاصی رخ میدهد که نه قبل از آن و نه بعد از
آن میتواند متولد شود ، سوسیالیسم هم در شرائط خاص تاریخی به طور جبری
به وجود میآید . فقط انسانها باید جریان طبیعی را بشناسند و به همان
جریان طبیعی کمک بکنند . این است ابتکار اساسی مارکس . بعدا خود آندره
پییتر در این کتاب خواهد گفت [١] که دگرگونی و تحولی که از نظریات
هگل به نظریات مارکس صورت گرفته در دو مرحله انجام شد : مرحله اول
تحولی بود که به وسیله فوئر باخ صورت گرفت و مرحله دوم تحولی بود که به
وسیله مارکس صورت گرفت و بعد آن را به همین صورت مطرح میکند و میگوید
مسأله ماتریالیسم تاریخی را مارکس مطرح کرد و سپس از ماتریالیسم تاریخی
به ماتریالیسم فلسفی رفت ، او چنین ادعا میکند ولی در پاورقی [٢] که
منابع مارکس را ارائه میدهد ، نشان میدهد که حتی همین نظریه ماتریالیسم
تاریخی و جبر علمی نیز صد در صد ابتکار مارکس نیست و قبل از او و
نزدیک به زمان او دیگران نیز این مسأله را طرح کرده بودند ولی باید گفت
که مارکس آن را به صورت کاملتر و جامعتری مطرح کرده است .
جوهر مکتب مارکس :
آندره پییتر در صفحه ١٤ کتاب " مارکس و مارکسیسم " میگوید : " اگر مکتب مارکس را به اجزاء اساسی آن خلاصه کنیم چنین جلوهگر خواهد شد : ١ - به صورت یک دیدگاه کلی درباره تاریخ بشر ( فلسفه مارکسی ) ٢ - به صورت یک کاربرد خاص این دیدگاه کلی ، در مورد رژیم سرمایهداری ( اقتصاد مارکسی ) ٣ - به صورت یک پیش بینی در مورد وقوع اجتناب ناپذیر تغییرات اجتماعی ، با تکیه به تضادهای این نظام ( انقلاب مارکسی ) . [٣][١] مارکس و مارکسیسم صفحه ٢٤ و ٢٥ [٢] مارکس و مارکسیسم - پاورقی صفحه . ١١ [٣] قبلا که این قسمت را مطالعه میکردم اشکالی به نظرم آمد و آن اینکه جزء سوم اصل جداگانهای نیست ، نتیجه جزء اول و بلکه عین آن است و میتوان مکتب مارکس و اجزاء اصلی آن را به گونهای دیگر تشریح کرده و با سه اصل دیگر مشخص نمود : ( الف ) - نظریه منطقی که روش تفکری است مبتنی بر دیالکتیک ( منطق هگلی و مارکسی ) ( ب ) - تفسیر تاریخ براساس اقتصاد ، یعنی اینکه زیربنا اقتصاد است و اقتصاد تعیین کننده همه اوضاع و احوال دیگر است که این همان ماتریالیسم تاریخی است ( فلسفه مارکسی ) ( ج ) - نظریه اجتماعی که عبارت از سوسیالیسم یا اشتراکیت است ( اقتصاد مارکسی ) >