نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٤
به این حساب ، مطلب به این صورت در میآید : تز ، آنتی تز و نفی نفی که سنتز است ، و خود آنتی تز به نوبه خود تزی است ، و سنتز نسبت به دوتای قلبی سنتز است ، و الا نسبت به ما قبل خودش آنتی تز است و سنتز آن مرحله چهارم است . باز مرحله چهارم آنتی تز مرحله سوم است و سنتزش مرحله پنجم و معنای این حرف اینستکه در هر پنج واحد ، سه جریان دیالکتیکی وجود دارد . به هر صورت در مورد جریان دیالکتیک ، این دو احتمال وجود دارد ، و از گفتههایشان گاهی این تصویر و گاهی آن تصویر بدست میآید . چون دیالکتیک اینها از هگل گرفته شده است ، باید دقت کرد و دید که خود هگل چه گفته است . مارکس که در این زمینهها چیزی ندارد . انگلس در این مورد حرفهائی دارد که در آنها هم باید دقت کرد ، همچنین به گفتههای استالین و ژرژ پولیتزر و دیگران باید مراجعه کرد تا نظرشان روشن شود .
درس پنجم : اصل حرکت ( ٥ )
بحث در اینستکه : با توجه به اصول چهارگانه دیالکتیک مراحل سه گانه تز و آنتی تز و سنتز را چگونه باید تفسیر کرد [ گفتیم که ] بطور کلی این مراحل را به دو شکل میشود تفسیر کرد که با مراجعه به کلمات قوم باید دید که کدام تفسیر درست است و نیز باید دید که آیا اضطرابی در کلمات هست یا نه و اگر اضطرابی هست ریشه آن چیست . این دو تفسیر بطور اجمال اینست :تفسیر اول : ترکیب تز و آنتی تز
این مثلث به این شکل است که : هر چیزی یک حالت اثباتی دارد ، یا به تعبیر هگل حالت تصدیق دارد و به وجود خود اعتراف میکند ، و یک مرحله انکاری دارد که همان مرحله بیگانه شدن با خود است که خود ، خود را انکار میکند و یک مرحله سومی دارد که میشود گفت مرحله بازگشت به خود است در سطحی بالاتر . این مطلب یک وقت اینجور تفسیر میشود که : هر چیزی که مرحله تصدیق اولین مرحله آنست ، بعد به مرحله انکار که میرسد به این معناست که شیئی در درون خودش تجزیه میشود به تصدیقی و انکاری ، یعنی انکار خودش در درون خودش ایجاد میشود و رشد میکند ، ضد خودش ایجاد میشود و رشد میکند ، ضد خودش را میآفریند ، یا به تعبیر هگل ضدش از آن انتزاع میشود . و بعد ، ضد شیئی که نافی آنست با منفی ترکیب میشود و بعد از مرحله نفی ، یک نوع مرحله بازگشت به اثبات پیدا میشود . پس سه مرحله داریم : مرحله اثبات اولی مرحله نفی ، و یک مرحله سومی که آنرا مرحله نفی نفی و اثبات در سطح بالاتر مینامیم . باز ، این مرحله اثبات بنوبه خودش ، خودش را تصدیق میکند و حالت اثباتی پیدا میکند و همینکه جنبه اثباتی پیدا کرد نفی خودش را بر میانگیزد و بعد از این نفی اثبات دیگری پیدا میشود ، که در هر پنج حلقهای که داشته باشیم دو مرحله دیالکتیکی