نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٢
تطور و تکامل جامعه چگونه میتواند جاودان باشد ؟
تازه در مورد نوع بشر که میگویند جاودان است ، جاودانگی نسبی است
ممکن است میلیونها سال هم زندگی بکند ، ولی بالاخره کره زمین متلاشی میشود
، و بطوریکه دانشمندان میگویند کره زمین ، بلکه منظومه شمسی و تمام اینها
رو به سردی و خاموشی میروند . و از نظر علم امروز منظومه شمسی بطور مسلم
ابتدائی دارد و بالاخره در نهایت امر تمام انسانها و کرات و منظومه شمسی
و موجودات روی آنها تبدیل به یک مشت گاز خواهد شد . البته یک حرف
احتمالی هست که ممکن است روزی انسان بتواند با تمام تمدن و سایر مظاهر
زندگانیش به کرات دور دست برود و اگر در آنجا هم زندگانیش مورد تهدید
واقع شد باز به کرات دیگر برود و بدین وسیله بقاء و جاودانگی جامعه
انسانی را تأمین نماید . این حرف فعلا یک احتمالی بیش نیست و با وسائل
علمی موجود قابل تحقق نیست و طی نمودن مسافت بین زمین و کرات دیگر [
که احیانا ممکن است قابل سکونت باشند ] سالها بطول میانجامد و عمر
انسان وافی به آن نیست . پس بالاخره انسان در این دنیا محکوم به فناست
، و نه تنها خود افراد انسانها جاوید نیستند ، راه هم جاوید نیست ، و در
جاوید نبودن فرق نمیکند که در ٥٠ سال و ١٠٠ سال پایان بپذیرد یا در یک
ملیون و صد ملیون ، و اگر بنا باشد همین جاودانگی نسبی امید بخش باشد ،
١٠٠ سال عمر معمولی افراد هم باید امیدبخش باشد و نیازی به پیش کشیدن (
افسانه تکامل جامعه ) نمی باشد [١] .
[١] اشکال : زمین و مافیه بمنزله یک فرد انسان است ، و همانطور که فرد انسان میرود و فرد دیگری میآید و مرگ هر فرد حامل تخم فرد کاملتری است . کره زمین و تمام منظومه شمسی هم همین طور است و از بین رفتن آنها نیستی مطلق نیست بلکه کراتی کاملتر و در سطحی بالاتر بوجود میآیند پس باز میشود گفت : راه میماند . جواب : یک وقت میگوییم : این زمین منفجر میشود و از نو یک زمین و منظومه خورشیدی دیگری تشکیل میشود ، این حرفی است . ولی یک وقت میخواهیم بگوییم این زمین که از بین میرود ، خود " همین " به کاملتر از خودش تبدیل میشود ، [ این حرف نادرستی است ] . سؤال کننده : اقتضای قانون دیالکتیک این است که به کاملتر از خودش تبدیل شود . جواب : مقتضایش باشد ، ولی درست نیست . سؤال کننده : اینها میگویند همانطور که یک فرد از بین میرود و تبدیل به کاملتر از خودش میشود ، تمام کره زمین هم همین جور است . جواب : اینها تازه در فردش هم اشتباه میکنند ، فرد وقتی باقی است که نوعش باقی باشد ، تکامل جاودانگی در فرد را ما میتوانیم بگوییم که قائل به حرکت جوهریه و قائل به روح و امثال آنها هستیم ، ما میگوییم ماده در حرکات خودش از تغییر به ثبات منتهی میشود و بعد به جاودانگی میرسد ، و شخصیت را هم که ما به بدن و ماده نمیدانیم ، باز ماده دو مرتبه یک سیر دیگری از نو شروع میکند و همینجور . . . مثل دریائی که مرتب گوهر بوجود میآورد و گوهرهایش را تحویل میدهد و باز دو مرتبه >