نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨
خصلت تولید مثل و امثال آن . اینجا یک چیزی بوجود آمده است با خصلتهای
جدید ، پس تفسیر صحیح این وضع اینست که ماده در آن حرکاتی که در او
پیدا میشود ( و بقول شما تغییراتش کمی است و ما همان را هم کمی محض
نمی دانیم ) میرسد به مرحلهای که مستعد میشود که خودش چیز دیگر بشود ، و
واقعیتش تکاملی پیدا بکند ، یعنی بر نفس واقعیتش افزوده بشود ، این
حیات جزء جوهرش است ، اینها که ما میبینیم ، آثار حیات است .
فطرت در انسان همان امر الهی است ، فعله است " و فعله لهیئة یعنی
گونه خاص از خلقت ابتدائی الهی در انسان ، یعنی آن مرحله که انسان ،
انسان شد ، فرق نمی کند که انسان را تطور یافته . از حیوان بدانیم به
شکلی که امروزیها میگویند ، یا تکامل یافته به شکلی که مذهب میگوید
اینکه مذهب میگوید : خمیره انسان را چهل شبانه روز سرشتند و " فاذا
سویته " این خودش معنایش آماده شدن است و الا خداوند میتوانست که
بدون چهل روز خلق کند ، پس ماده میرسد به مرحلهای که مستعد میشود برای
اینکه صورت جدید بپذیرد ، نه اینکه محصول مکتسبات گذشته به تدریج
متراکم میشود ، کار مکتسبات گذشته اینست که حداکثر استعداد ماده را
اضافه میکند تا میرسد به مرحلهایکه فعلیت جدیدی پیدا میکند . این فعلیت
جدیدی که به انسان داده شده است ، فرقی که با فعلیتهای
> سؤال کننده : همه خصوصیات مربوط به وضع اتمها است ، اگر این اتم اینجور قرار بگیرد یک خاصیت دارد ، و اگر آن جور قرار بگیرد یک خاصیت دارد . جواب : یک خاصیتی مقارن با خاصیت دیگر باشد غیر از اینستکه " دارد " مثلا اگر یک شکل هندسی داشته باشیم ، مربع بگویند خاصیت مربع چهارگوش بودن است خوب این خاصیت هندسی آن است ، شما دیگر نمی توانید بگویید ، این شیئی اگر مربع باشد شیرین است و اگر کروی باشد تلخ است . سؤال کننده : این همان وضعی است که در داخل اتمها وجود دارد . جواب : داخل اتمها چیست ؟ صحبت سر تفسیر همین است ، مثلا اگر الکترونها ١٥ باشد فلان حالت پیدا میشود ، این خاصیت عدد است ؟ یا اینکه ذاتش در حالت ١٠ بودن الکترون یک ذات و جوهر است و در حالت ٢٥ بودن ذات دیگر ؟ و الا تنها کم و زیاد شدن عدد بدون تغییر ذات چطور ممکن است منجر به تغییر کیفیت شود ؟ کمیت یک مقوله است و کیفیت عرض دیگر و محال است کمیت تبدیل به کیفیت بشود ؟ ما داریم تحلیل میکنیم و در این تحلیل میگوییم : اگر آنچه که در ماده تغییر میکند فقط عدد باشد ( حرفی که فیثاغورث گفته عدد نمی تواند جز خاصیت عددی داشته باشد ، عدد دیگر خاصیت کیفی نمی تواند داشته باشد ، ولی این شیئی ، وقتی دارای یک سلسله خاصیتهای کیفی میشود ، غیر از کمی ، خاصیتهای کیفی گزاف نمی تواند باشد ، همین که ببینیم مقارن با خاصیت کمی واقع شد نمی توانیم این را مستند به آن بدانیم ، در علم ممکن است مسامحه بشود و این تعبیرات بشود ، ولی فلسفه اجازه نمی دهد که چنین تعبیرات مسامحه آمیز بکار رود .