نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٧
بنابراین ، وجود نیروئی در جوجه که میخواهد جوجه را به حالت جوجهای نگهدارد دروغ است و جوجه به حرکت جوهری به سوی مرغ شدن در حرکت است ولی اینها یک نیروی خیالی [ که حتی به اندازه پوست تخم مرغ هم مظهر وجودی ندارد ] در جوجه فرض میکنند که میخواهد جوجه را به حالت جوجه بودن نگهدارد . و یک قوهای که آنرا به سوی مرغ شدن میراند ، و میان این دو قوه نزاع و کشمکش در میگیرد و به پیروزی نیروهای طرفدار مرغ ( ! ) میانجامد و بعد با یک حرکت و تغییر کیفی تبدیل به مرغ میشود . پس در اینجا سه مرحله وجود دارد : مرحله جوجه ، مرحله نیروی درونی که ضد نیروهای جوجه بودن قیام کردهاند [ که وجود ندارند ] و مرحله سوم که مرحله مرغ بودن است . بنابراین از تخم مرغ شدن پنج مرحله داریم : مرحله تخم ، مرحله نطفه ، مرحله جوجه ، مرحله قوای ضد جوجه ، مرحله مرغ . ژرژ پلیتزر در اینجا دچار تناقض شده است ، از یک سو میخواهد مطلب را به شکل دوم بیان کند و از طرف دیگر گاهی مطلب را به شکل دکتر ارانی مطرح میکند . بعدا با مراجعه به نوشته خود او توضیح میدهیم که ریشه این تناقض گوئی از کجاست . قبل از بررسی عبارات ژرژ پولیتزر ، برای توضیح مطلب مثال دیگری میآوریم . بطوریکه معلوم است . اینها برای تاریخ دورههای متعدد قائلند و تاریخ را به پنج دوره تقسیم کردهاند : دوره اشتراک اولیه ، دوره بردگی ، دوره فئودالی ، دوره سرمایه داری ، و دوره سوسیالیزم ( که این دو دوره اخیر هر یک دارای دو دوره هستند ) . اگر این دورهها را طبق نظر ارانی بخواهیم بیان کنیم ، مطلب به این شکل در می آید : دوره اشتراکی ، دوره بردگی که ضد دوره اشتراکی است ، دوره فئودالی که نفی دوره بردگی است و نفی دوره اشتراکی . بعد دوره سرمایهداری که نفی فئودالیزم است و بعد ، سوسیالیزم که نفی کاپیتالیسم است . روی این حساب دوره اولیه که بوجود آمد ، نفی خودش را در درون خودش میپروراند ، بعد تبدیل میشود به ضد خودش که بردهداری باشد ، بعد بردهداری ضد خودش را در درون خودش پرورش میدهد که فئودالیزم باشد . بنابراین ، دوره اشتراکی میشود تز ، و بردهداری آنتی تز ، و فئودالی سنتز . باز بردهداری به نوبه خود تز است و فئودالی آنتی تز و کاپیتالیزم سنتز . و باز فئودالی تز است ، کاپیتالیزم ، آنتی تز ، و سوسیالیزم سنتز ، که از این سنتز هم دیگر جلوتر نمیروند و همینجا توقف میکنند [ که این یک اشکالی است که همیشه متوجه آنهاست ] . اما اگر مطلب را به تعبیر دوم بیان کنیم ، جریان دیالکتیک در ادوار تاریخ به این شکل خواهد بود : دوره اشتراک اولیه تز است و نطفه دوره بردهداری آنتی تز [ که این نطفه در اثر تکامل ابزار تولید بوجود میآید ] که با دوره قبلی به مبارزه بر میخیزد و به پیروزی بردهداری منتهی میشود [ و یک اشکال دیگر بر اینها اینستکه ، در دوره اشتراکی چه تضادی میتوانست وجود داشته باشد ؟ با اینکه مالکیت وجود نداشت ] و دوره بردهداری میشود سنتز . باز دوره بردهداری میشود تز نطفه دوره فئودالی آنتی تز ، خود دوره فئودالی سنتز و همچنین در ادوار بعدی . . . این دو تعبیری است که میتوان کرد ، حالا با مراجعه به نوشته ژرژ