نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠
است . کمال مثل وجود است " الوجود منه ثابت و منه سیال " کمال هم همین طور است ، کمالی ما داریم تدریجی که هویتش تدریجی است ، گاهی انسان حرکاتی میکند که فقط و فقط جنبه طریقی دارد و تا به هدف نرسد خود سیر و حرکت ارزشی ندارد مثل رفتن به جائی برای مقصد خاصی ، ولی در حرکات تکاملی واقعی همیشه در راه است و همیشه هم در مقصد ، نه اینکه در راه است و در مقصد اینکه او میگوید : همیشه انسان در راه است در واقع ضد مقصودش نتیجه میدهد برای اینکه اگر مقصدی در کار نیست پس تکامل نیست ، پس شما که میگویید تکامل هست کمال نیست ، باید تکامل را سیر در درجات کمال تلقی بکنید ، یعنی همیشه در مقصد دارد حرکت میکند ولی مرتبهای مقصد است برای مرتبهای و راه است برای مرتبه دیگری ، پس این حرفی که اینجا میزنند : ( کمال سکون است ) حرف درستی است ، درجائی که متحرک و حرکت یک چیز دیگر است مثل حرکت جوهری ، میتوانیم بگوییم حرکت دینامیک است آنهم باعتبار متحرک . دینامیک یعنی چیزی که خود متحرک است [ اما ] حرکت که خود متحرک نیست .