نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٣
باشیم ، مسلما از هر جهت مانند حیات افراد نیست که لازمهاش مرگ باشد ، ممکن است حیات جامعه بدون مرگ باشد ، تازه در مورد افراد انسان هم مرگ در سنین معین یک امر طبیعی نیست ، هر چند برای انسان جاودانگی به معنای دقیق فلسفی ممکن نیست ولی جاودانگی عرفی و اینکه هزاران سال زندگی کند کاملا ممکن است ، و هم اکنون مسئله پیدا کردن راز عمر انسان و طولانی کردن عمر بشر برای علم مطرح است . در کتاب " تاریخ چیست " رازی برای انحطاط جامعهها ذکر میکند و میگوید : بشر در اثر رشد آگاهیش میتواند بر عوامل انحطاط تمدن فائق شود. آن راز این است که یک قومی به علل خاصی ترقی میکنند ولی بعد شرائط زمان تغییر میکند ، ولی اینها چنان اشباع شدهاند از گذشته که همیشه میخواهند آینده را هم به چشم گذشته ببینند یعنی تغییراتی را که رخ میدهد و باید خودشان را با آنها وفق بدهند نادیده میگیرند ، و چون این تغییرات را نادیده میگیرند زمان آنها را در هم میشکند ، ولی اگر تمدنی با روح و خصوصیات ویژه خودش بروز بکند و در مردمش قابلیت انعطاف وجود داشته باشد ، یعنی در مورد اموری که حفظ و نگهداری آنها ضرورتی ندارد پافشاری نکند ، این فرهنگ و تمدن میتواند با روح خودش برای همیشه باقی بماند .
رد نظریه منکرین تکامل :
برویم سراغ آنهائی که بطور کلی منکر تکامل بودند ، و میگفتند تکامل معنی ندارد ، چون هدف مشترک در جامعهها وجود ندارد و بالا و پایینها بی معنی است ، و قراردادی است . مؤلف کتاب " زمینه جامعه شناسی " در رد این نظریه میگوید که : اولا ما قبول نداریم که هدفهای مشترکی وجود نداشته باشد ، هدفهای مشترک هست مثلا عدالت اجتماعی میتواند هدف همه جامعهها باشد اولا به عنوان مسیر جامعهها و بعد هم به عنوان هدف ، و همچنین آزادی ، برادری و نظایر اینها ، که اگر جامعه به این سوها حرکت بکند و هرچه این معیارها بیشتر در جامعه باشد جامعه کاملتر است ، و هرچه کمتر باشد ناقصتر است ، هرچه آزادیها محدودتر باشد جامعه ناقصتر است ، هرچه تبعیضها بیشتر باشد علامت تنزل جامعه است و هرچه برابری و همسطحی بیشتر باشد علامت ترقی است . بطور کلی چرا نتواند معیار سعادت و خوشی و آسایش انسانی این گونه امور باشد ؟ مثلا در زمانهائی که ناامنی به قدری بود که انسانها اگر میخواستند از شهری به شهر دیگر مسافرت کنند نسبت به جانشان ایمن نبودند ، و سفر حج در حکم یک سفر جهاد بود و احتمال بازگشت از آن ضعیف بود ، در صورتیکه امنیت در این زمان به درجهای رسیده که هر پیرزنی تنها میتواند