نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١
کند و مقدار زائد را ذخیره کند ، بعد در همین مرحله بود که به کشف جدیدی
رسید و آن اینکه فهمید که میتواند انسان را هم در خدمت بگیرد ، لذا
انسان را در خدمت گرفت و از نیروی او استفاده کرد ، بعد زمین و آب را
هم به خود اختصاص داد . این همان مرحله خروج از اشتراکیت ابتدائی است
و یک مرحله از تکامل ابزار تولید است ، همینکه مالکیت اختصاصی بر
ابزار تولید بوجود آمدن هزاران چیز به همراه خودش آورد ، یکی از آن
چیزها دین بود ، چون نیاز داشت به یک نیروی معنوی که جلوی تعدی و
پرخاش و انقلاب را بگیرد ، نیروئی که از درون طبقه محروم را قانع بکند ،
و به آنها بگوید اگر اینجا محرومیت میکشید در دنیای دیگر جبران خواهد شد
. پس بنابر این وضع نیروهای مادی که تکامل پیدا کرد این مرحله را بوجود
آورد که این مرحله هم مشتمل بر چند دوره است ، دوره فئودالی ، دوره
بورژوازی ، سرمایه داری و غیره [١] .
ابزار تولید بعد به حدی تکامل پیدا میکند که مالکیت اختصاصی در درون
خودش نمی تواند وجود داشته باشد ، از نظر مارکس ، سرمایه داری دیگر نمی
تواند وجود داشته باشد ، روی این حساب که دائما مجبور به افزایش تولید
، و دچار بحران میشود و خود به خود منقرض میشود ، پس باز ابزار تولید
اقتضا میکند که در آینده مالکیت وجود نداشته باشد ، طبقه کارگر پیروز
میشوند و مالکیت اشتراکی برقرار می شود ، پس مسئله از خود بیگانگی و
ریشه آن و چاره آن بستگی دارد به ابزار تولید ، یعنی ابزار تولید یک
وقت اقتضا میکند مالکیتی وجود داشته باشد ، و اقتضا میکند همه از خود
بیگانگیها و توابع مالکیت که به قول اینها رو بنا است وجود داشته باشد
، در شرائط دیگر ابزار تولید اقتضا میکند که مالکیت دیگر وجود نداشته
باشد ، آن که رفت همه از خود بیگانگیها و رو بناها از بین میرود [٢] .
[١] پس از این مرحله ، مرحلهای است که خود شامل چندین مرحله میشود که در بحث " ماتریالیسم تاریخی " از آن بحث خواهد شد . این مرحله مجموع مراحلی است که ما بین اشتراکیت اول و کمونیسم قرار دارد . اینها تمام این مراحل وسط را یعنی از دورهای که بشر از مالکیت اشتراکی ابتدائی رها شده و مالکیت اختصاصی پدید آمده است ، به یک اعتبار یک آنتی تز میشمارند که تزش مرحله اشتراکیت اولیه و سنتزش صورت تکامل یافتهای از اشتراکیت یعنی اشتراکیت ثانوی یا کمونیسم است . [٢] سؤال : این اشتراکیت اولی یک امر اضطراری بود ؟ جواب : خوب ، بله . سؤال کننده : یعنی اجبارا و بدون میل انجام میگرفت ؟ جواب : نه ! این مثل اشتراکی بودن آهوان است ، یعنی علتی برای بروز اختلاف نیست . سؤال کننده : اینها که انسان را مثل آهو نمی دانند ، بالاخره اختیاری برای او قائل هستند . جواب : اینها برای انسان متعالی هم اختیاری قائل نیستند چه رسد به انسانهای اولیه . بله ، این هست که بالاخره انگیزهای در کار بوده که آنها را وادار به تعاون میکرده ، یعنی به فطرتشان احساس میکردند که با تعاون و همکاری از گزند حیوانات درنده و سایر گزندها محفوف میمانند ، نظیر انگیزهای >