نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١
میگوید ، پیشهور در ابتدا پیشهور است ولی کم کم رشد میکند و رشد میکند
تا به مرحلهای میرسد که دیگرنمی تواند پیشهور باشد ، و باید به صورت یک
سرمایهدار در بیاید ، یعنی کسی که از کارگرها به صورت دسته جمعی استفاده
میکند ، و دیگر دکان و کاسبی و اینها به دردش نمی خورد ، همه اینها را
رها میکند و به صورت سرمایهدار در میآید و ماهیت او را پیدا میکند .
لنین مثال دیگری میزند . میگوید : حکومت بورژوازی وقتی به عواقب
افراطی خود میرسد ، تبدیل به حکومت پرولتاریا میشود ، حکومت بورژوازی
که به اصطلاح همان حکومت کاسب کارها است در نقطه مقابل فئودالی است ،
و اینها معتقدند از نظر تاریخ اروپا که دوره فئودالی قبل از دوره
بورژوازی است ، و البته بعد به همه جهان تعمیم میدهند .
دوران بورژوازی یک نوع آزادی و دموکراسی را اقتضا دارد ، ولی همین
آزادی و دموکراسی روبه شدت میرود و بیشتر میشود به آن آخرین حد افراطی
خودش که میرسد دیگر غیر قابل بقاء است ، و به حکومت پرولتاریا تبدیل
میشود که حکومت کمونیستی باشد ( که بدترین حکومتهای استبدادی است ) :
و اینک به سخن آندره پی یتر توجه کنیم : [١]
" حال این توضیح باقی است که چرا وچگونه این دگر دیسی عظیم در جهت
خوش بینانه یک صعود دائمی انجام میشود . پاسخی که برای این سؤال
پیشنهاد میشود نظریه تبدل انواع به صورت پیشروی یا جهشهای پی در پی است
. اصل حاکم بر این دگرگونی گرایی همان قانون معروف تغییر یافتن کمیت به
کیفیت است که هگل نیز به آن پی برده بود اما اکنون به گونهای مادی و
تعمیم یافته مطرح میشود .
قانون مزبور را میتوان این طور خلاصه کرد : هر چیز پس از رسیدن به
درجهای از تحول به چیزی دیگر تبدیل میشود . پس از رسیدن به درجهای از
حرارت آب به بخار تبدیل میشود ( مثال از هگل ، تکرار آن از انگلس ) .
هم چنین پیشهور پس از رسیدن به سرمایه معینی ، تبدیل به سرمایهدار میشود
( مثال از مارکس ) و حکومت عامه بورژوازی ، وقتی به عواقب افراطی
برابر خواهی دچار شد ، به قول لنین به حکومت عامه پرولتری مبدل میشود .
اما در هر مرحله ، قوانین حاکم بر شیئی یا نهاد نیز به طور قاطع تغییر
میکند ، قوانین گازها با قوانین حاکم بر مایعات متفاوت است و قوانین
مربوط به پیشهور ی نیز با قوانین مربوط به سرمایهداری و غیره . . .
از همین جاست که تفاوت میان تحول و انقلاب آشکار میشود . اولی فقط
جنبه کمی دارد و دومی جنبه کیفی ، اما گذر از کمی مستلزم عبور از آستانه
بخصوص است و توالی چنین جهشهائی است که در زندگی کائنات و تاریخ
جوامع را میسازد " .
توضیح عبارات فوق قبلا گذشت ، تنها مطلبی که باید درباره آن توضیح
داده شود فرق میان تحول و انقلاب است : تحول ، مطلق دگرگونی و تغییر
است . تغییرات تدریجی ، تغییرات
[١] مارکس و مارکسیسم - ص ٢٨ و . ٢٩