نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤
برای انسان میگشاید ، و نه تنها گذشته را علمی و خوب تفسیر میکند ، بلکه
آینده را هم به نحو علمی تفسیر میکند ، یعنی جریان آینده را خوب نشان
میدهد ، مثل یک باغبان که آینده این بوستان را میتواند پیش بینی بکند ،
و بگوید مثلا این تخمی که کاشتم تا یک هفته دیگر بیرون میآید و بعد چه
وضعی پیدا میکند و نظائر این پیش بینیها . مدعی هستند که ماتریالیسم
تاریخی ، علاوه بر اینکه گذشته را خوب تفسیر میکند آینده را هم خوب پیش
بینی میکند . البته معلوم است که اینها یک مشت ادعا است ، به دلیل
اینکه خود مارکس نتوانست اوضاع جهان را پیش بینی کند و پیش بینیهایش
غلط از آب در آمد ، در همین کتاب هم مینویسد پیش بینیهای مارکس غلط
از آب درآمد ، مارکس پیش بینی کرده بود که سرمایه داری منقلب میشود
به سوسیالیزم ، و تا این مراحل طی نشود امکان ندارد ، سوسیالیسم بوجود
بیاید و به سوسیالیستهائی که میخواستند نه براساس این مراحل به
سوسیالیسم برسند ، میگفت سوسیالیزم آنها ، سوسیالیزم تخیلی است و لهذا
براساس نظر او کشور باید به مرحله صنعتی برسد و بعد این صنعتی شدن روز
به روز رشد بکند ، و در درون همین صنعتی شدن است که طبقه پرولتر به وجود
میآید و بعد در اثر بحرانهائی که بوجود میآید سرمایه دار مجبور میشود بر
سود خودش بیفزاید و مزد کارگر را کم بکند و همین منشأ انقلاب میشود ،
پس باید از همین راه به سوسیالیزم رسید .
پیش بینی میکرد که انگلستان و فرانسه اولین کشورهائی هستند که به
سوسیالیزم می رسند که هنوز هم نرسیدند [١] .
علاوه بر این ، کشورهائی به سوسیالیزم رسیدند بدون اینکه این مراحل را
طی کنند ، که بعد لنین و امثال او آمدند خیلی حرفهای مارکس را اصلاح
کردند ، خود شوروی ، قبل از کمونیزم به مرحله صنعتی نرسیده بود ، بلکه
تازه به این مرحله رسیده است ، چین ، کی این مراحل را طی کرد ؟ الان اکثر
کشورهای سوسیالیست بدون طی مراحل یک باره به سوسیالیزم رسیدهاند ، و
دنیای کمونیسم هم قبول دارد که اینها سوسیالیسم هستند .
آمریکا به عالیترین مراحل سرمایه داری رسیده است و سوسیالیسم هم نشده
و خودش را نگهداری کرده است ، یعنی آنی که آنها پیش بینی میکردند غلط
از آب درآمد ، یعنی نمی توانست وضع صنعت را پیش بینی بکند که به حالی
در میآید که می تواند با آن بحرانهائی که او گفت مبارزه بکند و بدون
اینکه فشاری بر کارگر بیاورد سود خودش را تأمین بکند ( چنانکه در آمریکا
چنین شد ) . کارگر آمریکا از مرفهترین کارگرهای دنیا است ، و کارگرهای
شوروی به یک دهم رفاه آنها نمی رسند ، در صورتی که روی پیش بینی اینها
کارگرهای آمریکا باید فعلا از بدبخت ترین کارگرهای دنیا باشند و از همان
جا هم انتظار انقلاب داشتند ، در صورتیکه فعلا از آمریکا امید انقلاب
ندارند .
سپس میگوید : " از دیدگاه جدل ، تاریخ شامل یک رشته نیرو و ضد نیرو
است که با تحریک آنها میتوان حرکتش را تسریع کرد " . یعنی ، تاریخ
راه خودش را میرود و
[١] سؤال : این ، اشتباه در مصداق است . جواب : اصلا پیش بینی یعنی تعیین مصداق .