نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧
بعد که آن ضد آمد الف را انکار و نفی کرد ، آن هم سرنوشت همین الف
را دارد ، یعنی آن هم انکار خودش را در درون خودش دارد و به وسیله شیئی
سوم نفی میشود ، منتهی میگویند که این نفیها مطلق نیست ، یعنی این شیئی
دوم که الف را نفی میکند چیزی از آن را در خودش دارد و چیزی از آن را
نفی میکند ، این شیئی سوم هم آن شیئی دوم را نفی میکند همینجور و در
نتیجه در مرحله سوم مرحله کاملتر و بالاتر به وجود میآید .
اما چنین چیزی و چنین اصلی در طبیعت ( به طور یک قانون علمی ) قابل
اثبات نیست . یعنی اصلا علم امروز چنین مطلبی را تأیید نمی کند که اصل
نظام عالم بر چنین حرکت و تغییری باشد که همه اشیاء دارای چنین حرکتی
باشند که شیئی حرکت بکند به سوی ضد خودش ، و ضدش هم به سوی ضد ضد
خودش . هرگز علوم چنین چیزی را تأیید نمی کند ، و قابل تعمیم در همه
مسائل نیست [١] .
خود هگل گاهی وقتها مثالهائی میآورد که آن مثالها از جنبهای قابل
انطباق هست و از جنبهای قابل انطباق نیست ، مثلا مثال به عمل و عکس
العمل میزنند ، میگویند اگر ریسمانی را در حالیکه یک شیئی سنگین به آن
آویخته باشد به یک سو به حرکت در بیاوریم . این ریسمان از همان مسیری
که برده شده بود بر میگردد ولی در جای اول خودش نخواهد ایستاد بلکه در
برابر حرکت ما عکس العمل نشان خواهد داد و از جای اولش هم خواهد گذشت
و مقداری در جهت مقابل حرکت اولی خواهد رفت و دو مرتبه به طرف ضد آن
جهت حرکت خواهد کرد ، و این نوسان مدتی ادامه خواهد یافت تا آنکه
سرانجام در نقطه تعادل به ایستد . این معنایش بازگشت به تعادل اولیه
است ، و این هم یک اصلی است که قابل قبول است ولی این اصل قابل قبول
ربطی به حرفهای اینها ندارد ، و غیر از تز و آنتی تز و مرکبی است که در
سطح بالاتر قرار دارد ، بلکه در این مثال برگشت به حالت اولیه است ، و
این بدان معنی است که اشیاء یک حالت طبیعی دارند که میل طبیعیشان بودن
در آن حالت طبیعی یک عکس العمل در شیئی ایجاد میکند ، و در عکس العمل
از حالت اول هم میگذرد و یک مقدار هم از آن خارج میشود ، ولی تدریجا به
حالت اولیه باز میگردد [٢] .
[١] در کتاب " قیام و انقلاب مهدی " ذکر کردهایم که چه چیزهایش در طبیعت وجود دارد . و چه چیزهایی از آن در طبیعت وجود ندارد . [٢] سؤال : اگر تکامل را ما در درجه اول قبول کردیم مسئله چگونه میشود ؟ جواب : چرا قبول کنیم ؟ به چه دلیل ؟ سؤال کننده : یعنی تکامل نتیجه این بحث است ؟ جواب : بله ، تا ماتضاد را به این شکل قبول نکنیم تکامل را نمیشود بپذیریم ، سؤال کننده : اگر دیدیم در عالم تکامل هست ، چطور ؟ جواب : دیدیم در بعضی از اجزاء عالم تکامل هست غیر از این است که در همه اجزاء عالم تکامل هست ، مثلا اگر تکامل دارون با تجربیات علمی ثابت شود و آن را بپذیریم ، چه لزومی دارد که در غیر جانداران هم بپذیریم ؟ هگل روی حسابهای فلسفی خودش مفاهیمی سر هم کرده بود ( و او حق >