نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨
جسمی در خارج وجود دارد و بعد در ذهن ما منعکس میشود . مثلا تمام قوانین
علمی در ذهن ما به صورت کلیت موجود است ، " کل الف ب " . آیا در
خارج چیزی به نام " کل الف ب " داریم ؟ نه ! در عین اینکه ذهن حکایت
میکند از خارج و آنچه را که ذهن میگوید مطابق است با آنچه که در خارج
است از آن نظر که حکایت میکند از خارج ، ولی چنین نیست که آنچه که در
ذهن است صورت مستقیم آن چیزی است که در خارج است . این چیزی که الان
در ذهن ماست این است که کل الف ب ، یا مثلا در مورد اشکال هندسی کل
مثلث کذا . در این مثالها شما حکم را به عنوان " کل " و رابطه میان
موضوع و محمول بیان میکنید یعنی در ذهن شما موضوع و محمول جدا هستند .
آیا در خارج چنین چیزی هست ؟ [١]
ما وقتی از مجموع معلومات ( اولیه ) یک صورت علمی و یک قاعده
میسازیم نباید تصور کرد که این قاعده به همان شکل ، موضوع و محمول و
کلیت در خارج وجود دارد و ذهن ما فقط آنرا منعکس کرده است ، نه ! در
خارج کلیت وجود ندارد ، یک شیئی وجود دارد مثلا مثلث است که ما از آن
مفهومهای متعددی انتزاع میکنیم و از این مفهومها یکی را موضوع و یکی را
محمول قرار میدهیم ، بعد بین آنها رابطه برقرار میکنیم در عین اینکه این
مطابق است با خارج به نحوی از انطباق که ما الان میگوییم این محمول موجود
است به وجود موضوع یا به تعبیری که درباب معقولات ثانیه میگوییم ، ظرف
عروض ذهن است و ظرف اتصاف خارج . در مثل " زید قائم " که ظرف
عروض و اتصاف هر دو خارج است ، زید در خارج وجودی دارد و قیام در خارج
وجودی دارد ، و قیام در ظرف خارج عارض زید شده است و زید هم در ظرف
خارج متصف به قیام شده است ، در اینجا تا حد زیادی تطابق است ، یعنی
همین طور که در ذهن من زید است . قیام است . عروض قیام برای زید است
، در خارج هم همین شکل است ، اما در مثل " الانسان ممکن " ، یا "
الانسان شیئی " یعنی در مورد معقولات ثانیه که ظرف عروض ذهن است و
ظرف اتصاف خارج ، در اینجاها چنین نیست که همانگونه که ذهن ما موضوعی
دارد و محمولی دارد و در ذهن محمول عارض موضوع میشود در خارج هم مصداقی
دارد و محمول در خارج عارض موضوع شده است .
خود قیاس از معقولات ثانیه است و مربوط به عالم ذهن صغری و کبری وجود
دارد و نتیجه به منزله فرزند آنها وجود دارد ، ولی در ظرف خارج هیچ کدام
از اینها وجود ندارد ، با اینکه ما با اینها مسایل خارج را نتیجه گیری
میکنیم ولی در
[١] ممکن است اشکال شود که هیچ یک از معلومات ما عین مافی الخارج نیست و مثلا " زید ، قائم " هم در خارج به این شکل وجود ندارد . پاسخ این است که نه ، چنین نیست که هیچ چیز بطور مستقیم وارد ذهن نشود ، بدون تردید اجسام و الوان و امثال این گونه امور درست مثل خارج در ذهن ما منعکس میشوند . شیئی در خارج وجود دارد و تصویری از آن به ذهن ما میآید : البته متأخرین آمدهاند و در انطباق حس با محسوس هم ایراد گرفتهاند ولی از نظر متقدمین معقولات اولیه عینا انعکاس ما فی الخارج است .