نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٦
ولی طبق نظر مادیین هم باز مطلب را به دو بیان میشود تقریر کرد : یکی همین بیانی که گذشت ، یعنی تز بودن و آنتی تز بودن سنتز بودن یک امر نسبی است ، مثلا الف که فرض کردیم تز است [ و الا در واقع قبل و قبل قبل دارد ] و برای توضیح به تخم مرغ مثال میزنیم که مبدأ اعتبار میشود و تز است و فرض میکنیم که مرحله بعد مرحله جوجه است و آنتی تز است . مرحله بعد مرحله مرغ است و سنتز . ولی اگر مرحله را از جوجه شروع میکردیم مطلب به شکل دیگری بود ، و همچنین اگر از ما قبل تخم مرغ شروع میکردیم . اگر از جوجه شروع کنیم همین جوجه که آنتی تز بود . میشود تز ، و مرغ میشود آنتی تز ، سنتز هم ندارد . چون با مردن مرغ بقول اینها تغییر میکانیکی پیدا میکند و تحول دیالکتیکی پیدا نمیکند . این یک بیان . دکتر ارانی در کتاب ماتریالیسم دیالکتیک خودش ، به این مطلب تصریح میکند که نمیشود حرکت دیالکتیک را یک در میان حساب کرد [ و شاید او اولین کسی باشد که به این مطلب توجه کرده است ] . او به این مطلب توجه کرده است که روی حسابهای مادی نمیتوان یک در میان حساب کرد هر چند هگل میتوانست اینجور حساب کند ، چون او تقدم و تأخرها را رتبی میدانست نه زمانی ، از یکجا شروع میکرد و به یکجا پایان میداد ولی طبق نظر مادیین که اول و آخری در کار نیست ، باید مراحل را نسبی دانست . ممکن است کسی بگوید : روی اصول مادی هم میشود برای طبیعت یک جریان غیر متناهی تصور کرد و مراحل را یک در میان حساب کرد ، هر چند که اول و آخری برای آن نمیشود تصور کرد . روی این احتمال باید گفت : تخم مرغ تز است واقعا گو اینکه سنتز است نسبت به مراتب قبل و آنتی تز تخم مرغ جوجه نیست ، آن نطفهای است که در تخم مرغ هست و استعداد جوجه شدن دارد ، چون تخم مرغ اگر در شرائط خاصی قرار بگیرد ، آن نطفه مبارزه با تخم مرغ بودن را شروع میکند ، و میکوشد وضع تخم بودن را بر هم بزند ، مبارزهای میان عواملی که میخواهند تخم مرغ را به وضع موجود نگهدارند و میان نطفه که میخواهد بیرون بیاید و تخم مرغ را تبدیل به جوجه بکند در میگیرد . پس آنتی تز ، آن نطفهای است که اینجا وجود دارد ، و چون نطفه حالت نو است و حالت تخم مرغی حالت بالفعل و کهنه ، مبارزه به پیروزی حالت نو منتهی میشود و تخم مرغ تبدیل به جوجه میشود ، و بقول اینها یک حرکت کمی انجام میگیرد و یک مرتبه تغییرهای کمی تبدیل به تغییر کیفی میشود ، بطوریکه ماهیت تخم عوض میشود و تبدیل به جوجه میگردد . پس جوجه روی این حساب سنتز میشود ، نه اینکه جوجه آنتی تز و مرحله بعد از تخم مرغ باشد ، بلکه نطفه مرحله آنتی تز است و جوجه مرحله سنتز ، بعد همینکه جوجه شد ، باز در جوجه دو قوه وجود دارد : یک قوهای که میخواهد جوجه را به حالت جوجهای نگهدارد همچنانکه ( بقول اینها ) در تخم مرغ هم یک نیروئی وجود دارد که میخواهد تخم مرغ را به حالت تخم مرغی نگهدارد و این نیرو را در پوست تخم مرغ میدانند ، با اینکه پوست تخم مرغ یک قشر زاید بر وجود حیاتی تخم مرغ است و مرده است نه اینکه جزء وجود آن باشد ، بلکه محافظ آنست .