نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٣
پس با فلسفه آقایان ، مسئله اینکه در طبیعت هم [ مانند ذهن ] استنتاج واقع میشود یک فکر ایدهآلیستی است . اینها قبول ندارند که همانطور که ذهن از دلیل به نتیجه میرسد طبیعت هم بالضروره از مقدمات به نتایج میرسد ، بلکه مدعی هستند که فلسفهشان فلسفه علمی است ، و حساب فلسفه علمی هم حساب علت و معلول است ، پس باز رسیدند به علت و معلول . پس اگر اینها طبیعت را مساوی با " شدن " بدانند ، نمیتوانند مانند هگل بگویند " شدن " " نتیجه " بودن و نبودن است نه " معلول " ، بلکه باید آنرا معلول بدانند ، وقتی معلول دانستند ، باید دید با حساب علیت چگونه توجیه میشود . اغلب ، بطور ساده لوحانه میگویند : حرکت ذاتی طبیعت است [ و قهرا الذاتی لا یعلل ] . در اینجا باید دید که معنای ذاتی بودن یک چیز برای چیز دیگر چیست ؟ [ یک معنای ذاتی باب ایساغوجی است . مثلا ] جنس و فصل یک ماهیت ذاتی آن ماهیت است یعنی بافرض ماهیت ، انفکاک جنس و فصل از آن محال است ، که مؤدای قضیه ضروریه ذاتیه است که با فرض موضوع انفکاک محمول محال است . یک مورد هم ضروری باب برهان است ، یعنی لوازم لا ینفک . لوازم لا ینفک همیشه امور انتزاعی است . لوازمی که در باب برهان میگویند یک سلسله امور ذهنی و انتزاعی است نه امور عینی ما امر عینی نمیتوانیم داشته باشیم به این معنی که الف غیر از ب باشد و باز در عالم عین ، الف ذاتی ب باشد . بله ، بقول آقای خمینی یک نوع ذاتی در عالم عین داریم که عین معلولیت است ، میگوییم وجود معلول لازمه ذات علت تامه است ، لذا این سؤال بی جاست که چرا مثلا از ذات واجب تعالی صادر اول صادر شد و صادر دوم صادر نشد . این موضوع به مسئله سنخیت علت و معلول خاصی را و اینکه این معلول ، این علت باشد ذاتی آن علت است و ذاتی در اینجا عین معللیتش است . پس بلاعلت نیست . معلول علت میخواهد ولی اینکه این ، معلول این علت باشد علت نمیخواهد . حالا در باب " شدن " و حرکت ، هیچ مرتبهای از حرکت با هیچ مرتبه دیگر وجود ندارد . حالا یک مرتبه را در نظر میگیریم ، آیا این مرتبه علت میخواهد یا علت نمیخواهد ؟ ذاتی باب ایساغوجی که روشن است اینجا معنی ندارد ، همچنین ذاتی باب برهان در اینجا بی معنی است یعنی در حرکت معقول نیست که نسبت مرتبه بعد به مرتبه قبل مثل زوجیت برای اربعه باشد . اگر ذاتیای در اینجا باشد ذاتیای است که عین معللیت است نه اینکه ذاتی است و علت نمیخواهد . اینجا همان بحث خوب خودمان مطرح میشود که آیا در امور زمانی که هر مرتبه شرط رسیدن به مرتبه بعد است ، یا علت رساندن به آن ؟ در اینکه هر مرتبهای نوعی علیت برای مرتبه بعد دارد شکی نیست ، ولی صحبت در اینستکه این علیت ، علیت اعدادی است که تا مرتبه قبل وجود پیدا نکند نمیتواند مرتبه بعد وجود پیدا بکند ؟ یا علیت ایجابی و ایجادی است ؟ در اینجا میرسیم به بحث علیت اعدادی و علیت ایجادی و ثابت میکنیم که هر چیزی که حادث میشود [ مانند مراتب حرکت ] نیاز دارد به علت ایجادی ، و علت ایجادی باید معیت داشته باشد با معلول در صورتیکه مراتب حرکت هیچ مرتبهاش با مراتب دیگر معیت ندارد .