نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٧
پس حرف اینها تا یک مقدار با حرف ما یکی است و در مقدار معتنابهی
از مسیر با ما همراهند ، و سپس راهشان از ما جدا میشود .
بعد ، اگر بگویند : به دلیل اینکه امکان عدم خودش را در بردارد ، عدم
خودش را در بر دارد ، باز درست است و حتی میتوانند یک قدم بالاتر
بروند و مجازا بگویند : شیئی عین عدم خودش است . تا اینجا درست است ،
ولی از اینجا به بعد ، راهشان منحرف میشود ، و لغزشها و خطاها شروع
میگردد ، چون تعبیرهای مجازی و مسامحی را بطور حقیقت تلقی میکنند و
میگویند : شیئی هم هست و هم نیست ، و " نیست " را هم یک امر بالفعل
و عینی در نظر میگیرند ، و مدعی میشوند در عالم عین و واقع هستی و نیستی
باهم جمع شدهاند ، و همان بذر نیستی که در شیئی هست ، کوشش میکند که
شیئی را به جلو ببرد ، و این سخنی است بسیار نادرست . . و تمام حرفهائی
که اینها در باب حرکت گفتهاند از قبیل اینکه حرکت دیالکتیکی خودسان و
قائم بذات است و مائو گفته است حرکت دیالکتیکی نیاز به ماوراء خود
ندارد چون براساس تضاد توجیه میشود ، همهاش به همین غلط و اشتباهی که
در اینجا ذکر کردیم برمیگردد ، و این تضادی که با تحلیل فلسفی میتوانیم
به آن برسیم هیچگاه نمیتواند محرک باشد .
طرح علمی مسأله تضاد :
اما اگر مسأله را با بیان فلسفی مطرح نکنند ، بلکه از راه تجربی و علمی پیش بیایند ،> میرسد و قاعده عقلی نیاز به علت در اینجا نقض شده است ؟ یا اینکه نه ، استعداد و امکان تنها استعداد و امکان است ، و به فعلیت رسیدن امکان نیاز به علت دارد ، هر مرتبهای صرفا قوه و امکان مرتبه دیگر است ، دروازه برای وجود مرتبه دیگر است . سؤال کننده : بالاخره همین قوه است که تبدیل به فعلیت میشود ضرورش . جواب : بله : همین قوه است که تبدیل به فعلیت میشود ، ولی با چه " کنش " و حرف ما اینستکه این " پذیرش " نیاز به " کنش " هم دارد. سؤال کننده : خود مرحوم ملاصدرا میگوید : جاعل جوهر را متحرک آفریده است آیا بعد از این فرض که جوهر متحرک آفریده شده است ، آیا بازهم باید لحظه به لحظه دستش را بالای سر او داشته باشد ؟ جواب : شما وقتی میگویید که او را متحرک آفریده است پس علتش را بالا سرش گرفتهاید و وقتی علتش را بال سرش گرفتهاید قهرا حرکتی ضروری خواهد بود ، چون حرکت را با رابطه با جاعل در نظر گرفتهاید اما یک وقت ذات حرکت را در نظر میگیریم بدون رابطهاش با جاعل و میخواهیم ببینیم آیا ذات مرتبه قبلی جاعل مرتبه بعدی است ، یا فقط امکان جعل مرتبه بعدی است ؟ سخن در همین فرض است این فرض است که ما میگوییم مرتبه قبلی امکان مرتبه بعدی است . بعضیها همینطور بی توجه میگویند : حرکت ذاتی فلان شیئی است بدون اینکه معنای حرکت را بدرستی تعقل کنند . حرکت که یک امر انتزاعی عقلی مانند زوجیت برای اربعه نیست که هرگاه ما اربعه را در ذهنمان تصور کنیم زوجیت نیز بالضرورش برایش انتزاع شود .