نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٧
مسئله اینکه اشیاء ( اشیاء وجودی ) باهم تضاد دارند و از تضاد اینها است که یک واحد کاملتر بوجود میآید ، مسئله دیگری است و ربطی به باب تناقض و جمع ضدین ندارد و حرف درستی هم هست . ما یک بحث داریم که بحث تناقض است که یک نوع از انواع تقابل میباشد ، و معنایش وجود هر شیئی و رفع آن است و با حفظ وحدات جمع آنها از محالات اولیه است و هگل هم در واقع منکر این محالیت یعنی منکر محال بودن تناقض به معنای منطقی نیست . بحث دیگری ، مسئله تضاد است که در باب تقابل مطرح میشود . و آن اینستکه : دو امر وجودی که میان آنها نهایت خلاف هست ، مثلا دو عرض که در جنس قریب باهم شریکند و در فصل قریب باهم اختلاف دارند محال است این دو امر مثل سفیدی و سیاهی ( بعقیده قدما ) باهم در محل واحد جمع شوند ، چون محل یک شیئی مشخص آن شیئی است و در آن واحد این محل نمیتواند دو شخص را بپذیرد . یعنی نمیتواند یک فرد دارای دو ماهیت مختلف باشد ، پس امر دائر است میان اینکه این ، متعدد باشد که نمیتواند چون فرض اینستکه یک رنگ بیشتر قبول نمیکند ، و اگر هم متعدد نبود نمی تواند دارای دو ماهیت باشد ، یا این ماهیت [ است ] یا آن ماهیت . ولی اگر این دو عرض در جنس قریب با هم مشترک نبودند که بتواند . محل ، در آن واحد دوتای از اینها را بپذیرد یعنی میانشان نهایت خلاف نیست ، در اینجا جمع میان آن دو محال نیست مثل حلاوت و سواد . چون شیئی از آن حیث که رنگ را میپذیرد ، غیر آن شیئی است از آن حیث که طعم را میپذیرد [ پس در واقع به منزله دو محل است ] . آنوقت این متضادین که در باب تقابل میگویند شرطش اینستکه در محل واحد باید در نظر بگیریم ، و اگر محل واحد نباشد اساسا از این باب خارج است ، و اجتماع در محل مقصود نیست . و محل واحد هم باید بصورت محل و حال باشد بمعنای واقعی و لهذا یک بحث دیگر هم در باب صورت و ماده که آنجا هم حال و محل هست طرح شده که آیا آنجا تضاد را اصطلاح میکنند یا نمیکنند ؟ یعنی اگر یک ماده باشد و بخواهد دو صورت متخالف ، مثل دو صورت جوهری هم عرض را بپذیرد میدانیم که چنین چیزی محال است ، حال این سؤال مطرح است و در درسهای اسفار هم گفتهایم که شیخ و اینها گفته اند که آیا در باب جواهر هم ما میتوانیم تضاد را بکار ببریم یا نه ؟ گفتند مانعی ندارد . در جواهر نسبت به ماده واحد ، چون محال است در آن واحد دو صورتی را که در عرض یکدیگر هستند بپذیرد میگوییم این صور با هم متضادند . بله : صور طولی مانعی ندارد ، مثل اینکه یک شیئی صورت جمادی بگیرد ، و با حفظ صورت جمادی صورت نباتی بگیرد ، اما دو صورت جمادی هم عرض مثل اینکه یک شیئی در آن واحد هم طلا باشد و هم نقره ، این محال است . این اصطلاح تضادی استکه در باب تقابل هست . یک تضاد دیگر هست که تنها در لفظ با این تضاد شریک است و در معنی نهایت اختلاف را با هم دارند و هیچ فیلسوفی قائل به امتناع آن نیست ، بلکه همه حکم به ضرورت وجود آن کردهاند . آن تضاد به معنای اینستکه دو شیئی اثرهای مختلف دارند ، مثل آب و آتش ، آب و