نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٩
رهبری کند به شدت احساس میشود . واقعا انسان راه تکامل خودش را نمی
داند ، خودش را و جامعه خودش را هنوز نشناخته است .
این همان چیزی است که شیخ و دیگران میگویند که ما وقتی به خلقت نگاه
میکنیم میبینیم همه چیز براساس نیاز آفریده شده است و مثال به اشناف
عینین و اخمص قدمین میزنند و میگویند ، در طبیعت نیاز به اشناف و
اخمص مهمل گذاشته نشده است ، و کوچکترین نیازها در نظر گرفته شده است
بعد میگوید : جامعه بشر به انسانی که آن انسان راهنمای کمال او باشد
بیشتر نیازمند است و چطور ممکن است این نیاز مهمل گذاشته شده باشد و
چنین خلای وجود داشته باشد .
بحثی هم که آقای طباطبائی در کتاب " وحی یا شعور مرموز " کردهاند
اساس و ریشهاش همین است ، و استناد به اصل هدایت شده است ، یعنی در
عالم امکان ندارد موجودی استعداد یک کمالی را داشته باشد و به نحوی به
سوی آن کمال هدایت نشده باشد ، هر موجود در هر مرحلهای نوع هدایتش فرق
میکند ، خود قوه جاذبه از نوع هدایت است "« و اوحی فی کل سماء امرها
" ( فصلت / ١٢ ) کنیم در هر آسمانی کارش را به او وحی کردیم و هر
موجود کارش را میداند ، " « و اوحی ربک الی النحل » " . در باب
گیاهها هم همینجور ، در مورد انسان که الی ماشاءالله انسان از نظر اینکه
یک موجود اجتماعی است ، و جامعه انسان حکم یک واحد را دارند ، این
واحد احتیاج به یک چشم ، به یک هدایت به یک راهنما دارد . نبوت همین
هدایت است ، یعنی هدایت به سوی کمال واقعی را نمی توان با مقیاس
آسایش بدست داد ، بشر امروز هنوز میان دنیا و آخرتش مردد است ، نمی
داند آیا کارش با همین دنیا پایان میپذیرد ، یا نمیپذیرد ، هنوز نمی
داند اجتماعی بودن در او اصل است یا انفرادی بودن ، هنوز استعدادهای
فردی شناخته نشده است ، هنوز معلوم نیست انسان دارای چند غریزه اصلی
است ، فروید برای انسان یک غریزه اصلی قائل است [ و آن هم غریزه جنسی
است ] مارکسیستها تکیهشان بیشتر روی شکم است ، عده دیگری بعد از فروید
آمدند و غریزه اصلی را غریزه برتری طلبی و قدرت طلبی دانستند ، یک عده
برای چندین غریزه معنوی اصالت قائل شدند . راسل که یک شخص مادی است
میگوید : حق این است که اینها هیچکدام درست نیست ، نه حرف فروید و نه
حرف مارکس ونه . . . را نمی توان قبول کرد ، همه این غریزهها در انسان
هست ، پس برای علم هنوز " انسان " مجهول است [١] .
پس با احساس آسایش و اینکه بشر امروز بیشتر احساس آسایش میکند نمی
شود گفت که به همین دلیل انسان به کمال بیشتر رسیده است .
[١] سؤال : اگر فرضا یک روزی این مسائل برای علم کشف شد دیگر انسان احتیاج به هدایت و راهنمائی ندارد ؟ جواب : این یک جنبه احتیاج به انبیا است . بشر بیشتر از جنبه اخروی به انبیا احتیاج دارد و نیاز او به انبیا همیشه وجود خواهد داشت .