نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٩
می افزاید و اعتبار پدر در خانواده زیاد میشود " . بعد فصلی دارد تحت عنوان " تغییر کارکردهای سازمانها در عصر جدید " که در بند ٤ آن به مسأله تمرکز کارکردهای اجتماعی اشاره کرده و میخواهد یک نتایج سوسیالیستی از آن بگیرد . میگوید : ( در عصر جدید بر اثر انحطاط نظام زمین داری ( فئودالیزم ) و پیدایش حکومت متمرکز و تقویت روز افزون ملت گرائی ( ناسیونالیزم ) زمام بسیاری از کارکردهای اجتماعی دست حکومت افتاده است ) . بعد از توضیحاتی میگوید : " میتوان انتظار داشت در دهههای آینده حکومتها نیروهای تولیدی را در اختیار خویش بگیرند ) یعنی همین کاری که در کشورهای سوسیالیست کردهاند . بعد در بند ٣ میگوید : ( پیشرفت سریع که کمال مطلوب همه جامعههای معاصر است حکومتها را بر آن میدارد که صنایع را متمرکز کنند و با نقشه و نظام سنجیده یگانهای مورد بهرهبرداری قرار دهند ، به عبارت دیگر حکومتها برای تبدیل اقتصاد خود به خودی یا اقتصاد نسنجیده و یا اقتصاد بی نقشه سازمانهای خصوصی ، به اقتصاد سنجیده یا اقتصاد با نقشه دولتی از متمرکز کردن صنایع ناگزیرند ) این یک مسئله حاد و مهمی است که در عصر جدید مطرح است و آن اینکه در عصر قدیم یک اقتصاد آزاد بوده که تولید دل بخواهی بود و بی حساب گندم میکاشتند و یا مواد غذائی دیگر تولید میکردند ، بدون در نظر گرفتن مقدار نیاز و مصرف ، و هر کشاورزی خودش تصمیم میگرفت با دید محدود خودش و در اقتصادهای سوسیالیستی تمام این کارها در دست دولت است و مالکیت خصوصی در کار نیست ، [ حال کدام راه را باید انتخاب کرد ] . مسلما نه آن آزادی بی حساب قبلی درست است و نه سلب آزادی کامل سوسیالیزم این است که به فکر راه وسطی افتادهاند که در عین اینکه مالکیت خصوصی وجود داشته باشد برنامهریزی شده باشد و روی نقشه باشد و دولت بر مؤسسات خصوصی نظارت داشته باشد . ولی اینها ، این وضع را دلیل بر این گرفتند که دنیا به طرف سوسیالیزم و تمرکز پیش میرود . بعد مسئله ملی کردن صنایع را پیش کشیده است که چطور ملتهای مختلف به ملی کردن صنایعشان پرداختهاند ، غیر از آمریکا که از ملی کردن صنایع خودش خودداری کرده بعد ، در آخر ، نتیجه گیری میکند " هواداران اقتصاد بی بند و بار یا به اصطلاح داد و ستد آزاد در ایالات متحده آمریکا و کشورهای دیگر سخت میکوشند تا پیشرفت جبری اقتصاد سنجیده را متوقف کنند ولی چنین بنظر میرسد که هیچگاه بر هدف مطلوب خود دست نخواهند یافت " . بعد در آخرش میگوید " سیر جامعهها به ما نشان میدهد که در عصر حاضر اقتصاد جامعهها بنظم و تمرکز میگراید و آرام و آرام زمینه دولت تولیدی ، دولتی که دستگاههای اقتصادی جامعه را متحد و متمرکز میکند دولت خدمتگزار جامعه ، یا دولت بهبود بخش ( دولتی که هدفش رفاه عمومی است ) فراهم میآید " . پیش بینی میکند که آینده چنین خواهد بود ، ولی این پیش بینی آقایان جای خیلی مناقشه است ، و اخیرا به این نتیجه رسیدهاند