نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٥
در جامعه و تکامل جامعه بطریق اولی نظر الهیون تأیید میشود و در اینجا توهم تضاد با یک اصل آسمانی هم نیست ، بلکه با بیانات آسمانی تأیید هم شده است ، قوانینی هم که اینها برای تکامل جامعه گفتند درست است ولی کافی نیست برای توجیه تکامل اجتماعی انسان . انسان را جز اینکه برایش اصالت ماوراء الطبیعی و فطرت قائل باشیم که با قوانین مادی جور درنمی آید ، قابل توجیه نیست ، لذا تکامل اجتماعی از مختصات انسان است ، والا طبق حرف آنها که تکامل را به پویائی هستی توجیه میکنند در حیوان هم باید باشد چون این پویائی آنجا هم هست ، همچنین تعلیلهای دیگر ، مثلا مبارزه طبیعت ، میل به تعادل ، همه اینها در حیوانات هم هست ، لذا این حرفها برای توجیه تکامل کافی نیست . اگر انسان قدری به تاریخ مخصوصا تاریخ اکتشافات مراجعه کند نادرستی حرف اینها خیلی روشن میشود ، این پیشرویها که حاصل شده معلول نیازهای آنی انسان در نبرد با طبیعت نبوده است بلکه معلول عطش درونی انسان به پیشرفت است ، البته نقش نیازها قابل انکار نیست و بدون شک تکامل را تسریع میکنند و لهذا جنگها به همان نسبت که خرابی به بار میآورند باعث ابتکار و اختراع هم میشوند ، چون در جنگها انسانها در فشار قرار میگیرند و با تمام قوا تلاش و تکاپو میکنند و در نتیجه چیزهائی را کشف میکنند که در حالت طبیعی سالها وقت لازم داشت . همچنین محیطهائی که زندگی در آنها دشوار است و اسباب معیشت کمتر است ، مردمش زیرکتر و فعالتر ببار میآیند . ولی در عین اینکه ، نقش عمدهای در پیشرفت دارد ، نمی توان آنرا یگانه عامل به شمار آورد ، و عطش روحی انسان را به دور پروازی و اوج گرفتن نادیده گرفت ، بلکه علت را باید همین دانست و نیازها را سرعت بخش و اهرم . یکی از دانشمندان قرن دوازدهم میلادی بنام را جربیکن که از شاگردان مکتب اسپانیا است و از کسانی است که حلقه واسط بین تمدن اسلام و اروپا بشمار میرود و خیلی هم خودش را مدیون مسلمانها میداند و برای ابن هیثم و اینها هم خیلی احترام قائل است ، و او را از پیشروان فکر جدید در دوره رنسانس میدانند این شخص در آن زمان ، پیش بینی میکرد که انسان میتواند در هوا مانند مرغان پرواز بکند و تمام اقیانوسها را طی بکند میتواند از دور مکالمه بکند و امثال اینها ، این آدم در آن زمان که زمینه مادی برای این امور نبود این چیزها را پیش بینی میکرد و اظهار نیاز میکرد و انسانهای دیگر را برای رسیدن به این امور تحریک میکرد ، پس نمی شود گفت پیشرفتها و اکتشافها صرفا معلول نیازهای مادی است .
تحلیل فلسفی تکامل :
مسأله مهم دیگر که در آینده در مورد مسأله اساسیای که ما با اینها داریم مفید واقع خواهد شد ، مسأله تحلیل فلسفی تکامل است . تکامل در دو معنی و در دو مورد نزدیک به یکدیگر به کار میرود و تفکیک نکردن ایندو از یکدیگر سبب اشتباهات بزرگ میشود .