نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٥
تاریخ اینها وجود دارد که در دو مورد پیش میآید که اینها نتوانستهاند .
جواب بدهند . یکی اینکه : روی اصول دیالکتیک که حرکت را معلول تضاد
میدانند و تضاد را مقدم بر حرکت میدانند [ معتقدند که ] هر تغییری معلول
تضاد درونی است ، منتهی در مسئله ماتریالیسم تاریخی میگویند در درجه اول
ابزار تولید تکامل پیدا میکند با تکامل ابزار تولید ، تضاد برقرار میشود
با برقراری تضاد میان این دو ، ناچار روابط تولیدی خودش را هماهنگ
میکند با ابزار تولید ( که این دوتا را در مجموع وجه تولید یا ساخت
اقتصادی اصطلاح میکنند ) و بعد میگویند : هر جامعهای متناسب با روابط
تولیدی که دارد که همان روابط اقتصادی است که میان افراد است ، یک
روبنای اجتماعی دارد که تأسیسات اجتماعی باشد . وقتی که ابزار تولید
اقتضا میکند روابط تولیدی جدید را و روابط جدید اقتضا میکند یک روبنای
جدید را ، اینجاست که جامعه به دو بخش منقسم میشود ، گروهی که منتفع از
وضع سابق هستند و گروهی که میخواهند جامعه را به پیش ببرند چون وابسته
به ابزار جدید هستند .
در اینجا ، یک اشکال [ دیگر ] هست و آن اینکه : اینها و دیگران دوره
اول زندگی بشر را بطور اشتراک میدانند ، حتی آقای طباطبائی هم از آیه "
« کان الناس امة واحدش »" همین مطلب را استنباط میکنند ، که انسان در
ابتدا غیر از این نمی توانسته باشد و لهذا شریعت و قانون به نظر ایشان
از زمان حضرت نوح ( ع ) پیدا شده است و پیش از آن معارف ، از قبیل
توحید و معاد و اینها بوده ولی وضع بشر از نظر روابط اجتماعی اقتصادی
وجود یک قانونی که حاکم بر آنها باشد نداشته است . اینها میگویند :
دوره اول دوره گردآوری خوراک بوده است ، یعنی بشر در آن دوره مانند
پرندگان زندگی میکرده و از مواد غذائی موجود طبیعت استفاده میکرده است
و خودش تولید نمی کرد ، و غذای اضافی اساسا وجود نداشته است و زمینه
برای استثمار یک فرد از محصول و کار کرد فرد دیگر وجود نداشته است ،
بعد بشر از آن دوره به دوره کشاورزی میرسد و کشف میکند که میتواند
محصولات طبیعت را با عمل خویش تکثیر کند ، و مسلما این انتقال در اثر
تجربه حاصل شد و ارتباطی به تکامل ابزار تولید ندارد ، و ابزار تولید
اقتضا نکرد که بشر از دورهای به دوره دیگر منتقل بشود بلکه خود ازدیاد
تجارت بشر سبب آن بوده است .
حالا ، چه اینکه ابزار تولید سبب بود و یا چیز دیگر ، قدر مسلم این
است که تضاد طبقاتی وجود نداشته است ، و با اینکه تضاد طبقاتی وجود
نداشته است شروع تاریخ بشر به چه نحو بود ؟ اولین دوره از کجا شروع شد ؟
با اینکه شما تاریخ بشر را محصول کشمکش میدانید ؟ [١]
[١] سؤال : اگر اینها در مورد خلقت انسان چیزی شبیه حرف الهیون بزنند و قائل به آدم و حوائی باشند کشمکش درست نمی شود ؟ جواب : تضاد آدم و حوا که تضاد طبقاتی نبود ! سؤال کننده : بعد که به هابیل و قابیل رسید که طبقاتی شد . >