نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٣
معنای دیگر طبقات مسئله امتیازات طبقهای است ، در این مورد موضوع بهرهکشی به میان میآید ، یعنی انسانی از محصول کار انسان دیگر بهرهکشی بکند ، و طبقه بهرهکش و بهرهده در میان بیاید . این مسئله دیگر است . آن چیزی که منطقا باید نفی شود و اسلام هم نفی میکند همین است . از جمله نقضها و نقدهائی که بر آنها وارد کردهاند وجود طبقات به معنای دوم است . وجود طبقات به معنای اول که اختیاری نیست و جای اشکال هم نیست . مثلا یک کارگری مانند خروشچف که در آغاز کارگر معدن بود ، در اثر لیاقت و استعداد خودش را برساند به مقام دبیر کل حزب کمونیست و دیگران را پشت سر بگذارد ، اینکه ایرادی ندارد و معلول استعداد و پشت کار طبیعی است ، و ناشی از انتخاب اصلح جامعه است ، و البته اینگونه پستها و مقامها هر چند از ملیونها پول با ارزشتر است ولی بالاخره ناشی از مواهب طبیعی است و بوجود آن ایرادی نیست . ٢ - اشکال دیگری که به اینها کردهاند اینست که الان حزب کمونیست به صورت یک طبقه در آمده است یعنی گروهی که با یک تبعیض تمام مواهب را به خودشان اختصاص دادهاند و دیگران را استثمار کردهاند و شوروی و یا چین با چند صد ملیون جمعیت ، تنها چند ملیون کمونیست دارد و بقیه مردم که کمونیست نیستند ( حالا یا میخواهند کمونیست باشند و در حزب راهشان نمی دهند که این یک اشکال دیگری استو یا اصلا کمونیست نیستند ) [ از این مواهب بی بهرهاند ] و حقیقت این است که یک گروه ١٠ - ١٥ ملیونی تمام امتیازات را به خودشان اختصاص دادهاند . در کتاب " طبقه جدید " که یک اروپائی نوشته است و به فارسی هم ترجمه شده ، این وضع براساس آمار و اطلاعاتی دقیق تشریح شده است . این یک مسئله که مربوط به وجود یک طبقه ممتاز بامتیازات مختلف میباشد . مسئله دیگر مربوط به اصل سرمایه داری است که الان در آنجا وجود دارد ، ولی به شکل دولتی ، یعنی سرمایه دار خود دولت است ، و نزول را خود دولت میخورد ، و چه فرق میکند که نزول را فلان طبقه آمریکائی بخورد یا دولت شوروی بخورد ، در هر حال نزول خوری نزول خوری است ، و سرمایه داری سرمایه داری . این است که میگویند سوسیالیزم شوروی و این نقدی نیست که تنها غیر کمونیستها میکنند ، بلکه کمونیستهائی هم که مخالف با شوروی هستند این اشکال را به شوروی دارند ، و در نتیجه جامعه سوسیالیستی برگشته است به همان وضع سابق خودش . اشکال - ممکن است بگویند گناه این وضع تقصیر ما نیست تقصیر دنیای غیر کمونیست است . جواب : هر کس میخواهد باشد ، صحبت در این است که به آن دوره ایدهآل ( حتی به قسمت آغازین آن هم ) نرسیدهاید با اینکه ادعا میکنید رسیدهاید ، در حقیقت شکل جامعهتان عوض شده است نه ماهیت آن ، و همان ماهیت بنامهای دیگر وجود دارد ، حالا این وضع به هر علتی میخواهد باشد . سؤال کننده : ممکن است اینها اشکال به شوروی را قبول کنند ، اشکال به شوروی که اشکال به مارکسیسم نمی شود .