نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٠
قائل نیستند ، بلکه نظام خلقت را یک نظام معنیدار و مبتنی بر حکمت
میدانند و هیچ ذرهای از ذرات عالم را پوچ و لغو نمی دانند . ( حالا به
نوع فکر و نظری که فلاسفه در این مورد دارند و به نوع فکر و نظری که معمولا
متکلمین در این مورد دارند ، کار نداریم - قدر مسلم این است که همه
الهیون نظام عالم را حکیمانه میدانند ) . ولی مادیون نظام خلقت را پوچ و
بی معنی میدانند . برای آنها مسأله غایت بهیچ وجه مطرح نیست و نمی
توانند به عبث نبودن خلقت قائل باشند . آنها پیدایش همه چیز را از روی
تصادفات میدانند و در نظام عالم قائل به حکمت نیستند . اما مارکسیستها
میخواهند هم مادی باشند و هم نظام خلقت را پوچ و بی معنی ندانند .
مسأله دیگر ، یک مسأله روانی و به یک اعتبار یک مسأله اخلاقی درباره
انسان است و آن مسأله یأس و امید و مسأله پوچی گرائی انسان است . یعنی
اینکه زندگی انسان توأم با چه عقیده و ایمانی اگر باشد آن زندگی زندگی
امیدوارانه و با نشاط است و یأس و ناامیدی از زندگی انسان طرد میشود و
توأم با چه عقیده و ایمانی اگر باشد ، چنین نیست .
دو مسأله فوق از هم جداست و ملازمهای با یکدیگر ندارند . البته از آن
طرف ملازمه هست . یعنی اگر ما همه عالم را پوچ و عبث بدانیم قهرا منجر
به یأس و ناامیدی در انسان خواهد شد . ولی اگر ما توانستیم که خلقت را
بشکلی ( ولو به یک شکل مادی ) از پوچی نجات دهیم آیا میتوانیم با این
کار با یأس و ناامیدی انسان مبارزه کنیم ؟ مارکسیستها میگویند چون نظام
ماده یک نظام تکاملی است و بسوی کمال حرکت میکند بنابراین نیستیها و
فناها و عدمها را نباید شر مطلق بیانگاریم ، شری است که مقدمه خیر و
کمال است [١] ، پس هرچه که فانی میشود به چیزی دیگر در مرتبه عالیتر
و کاملتر تبدیل میشود ، پس پوچی در کار نیست . ما میگوئیم که اگر این
حرف درست باشد که طبیعت همیشه بسوی کمال حرکت میکند [٢] اولا این
حرف بنفع الهیون است که میگویند حرکات طبیعت بطور کلی حرکات کمالیه
است و بلاغایت نیست . ثانیا این حرف فقط طبیعت را توجیه میکند که
تمام حرکات طبیعت حرکات تکاملی است و معنای آن این است که از نظر
منطق انسان نظام خلقت یک نظام حکیمانه و خردمندانه است اما مسأله یأس
و امید مسأله شخصی انسان است و مسألهای است که با عاطفه و غریزه انسان
سر و کار دارد نه با عقل و خرد انسان . یعنی به شخص انسان مربوط میشود .
انسان وقتی که بداند بسوی سعادت خودش و بسوی کمال فردی خودش حرکت
میکند قهرا روح نشاط و امید در او پیدا میشود ، ولی اگر بداند که بین او
و
[١] نظری که مارکسیستها در این مورد دارند همان نظری است که فلاسفه اسلامی در مورد شرور دارند . [٢] البته این که میتوانند این مطلب را ثابت کنند یا نمی توانند ، مطلب دیگری است . ما قبلا گفتهایم که از راه علم نمی توانند چنین مطلبی را ثابت کنند ، با چند تا فرضیه داروینیزم در مورد جاندارها نمی شود ثابت کرد که تمام حرکات طبیعت حرکات تکاملی است . اگر هم بشود ثابت کرد از راه فلسفه است که میشود ثابت کرد .