نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٨
منطقشان منطق جامد و ثابت است و ما منطقمان منطق متحول ، یعنی ما با
متدی فکر میکنیم که مفاهیم تحرک پیدا میکند ، و آنها با متدی فکر میکنند
که مفاهیم در ذهن آنها جامد است این با مسئله ، تغییر مغز قابل توجیه
نیست ، آن یک امر طبیعی است . اگر بنا باشد . تغییر بکند و محتویاتش
هم تغییر بکند ، باید در همه افراد ، از وحشی و متمدن ، فیلسوف و غیر
فیلسوف ، الهی و غیر الهی در همه چیز تغییر بکند ، و اگر اسم این تغییر
طبیعی و جبری را تفکر دیالکتیکی بگذاریم ، همه عالم باید چنین تفکر داشته
باشند ، و معنی ندارد اختصاص به گروه خاصی داشته باشد [١] .
مسأله دیگری که آنها را به تکامل حقیقت و موقت بودن آن کشانده ،
اینستکه میگویند : تفکری حقیقی است که با واقعیت است ، اگر ذهن با
واقعیت انطباق داشته باشد و با آن متناظر باشد ، چون شناخت انعکاس
واقعیت است ، اگر ذهن با واقعیت متناظر باشد و با آن هماهنگ بشود ،
این ذهن اندیشهاش حقیقت است ، و اگر ذهن خودش را منطبق نکند ،
اندیشهاش حقیقت نیست . آنوقت این ، تا یک حدی امر اختیاری هم خواهد
بود ، کسی که دیالکتیکی فکر میکند ، همیشه کوشش میکند که ذهنش را اصلاح
کند ، و آنرا با واقعیت متناظر بکند ، و همان خصلتی که واقعیت دارد به
ذهن بدهد ، و آن کسی که جامد فکر میکند ، باین نحو است که واقعیت یک
وضع دارد و ذهن یک وضع دیگر مغایر با آن .
میگویند : واقعیت دارای دو خصلت طبیعی است ، یکی اینکه ، متغیر است
دیگر اینکه هیچ چیزی در طبیعت جدا از اشیاء دیگر نیست ، یعنی دائما
تحت تأثیر اشیاء دیگر است ، ( همان اصل تأثیر متقابل ) . پس ما باید
به ذهن خودمان این خصلت را بدهیم تا متناظر با واقعیت بشود ، یعنی هم
مفاهیم در آن متغیر باشد ، و هم هیچ چیز جدا از اشیاء دیگر نباید در نظر
گرفته شده و تعریف بشود . هر چیزی را باید در جو خودش و با محیط خودش
در نظر گرفت .
این ، همان مسئله وجود ذهنی ما است که افرادی اینجور خیال میکنند که
اگر ذهن بخواهد با واقع مطابق باشد ، باید مصداق همان چیزی باشد که مصداق
آنست . نظریه محقق دوانی هم یک چنین نظریهای است [٢] .
او میگوید : آنی که در ذهن من است آنوقت میتواند حاکی از خارج باشد
که مصداق
[١] اشکال : معنای تفکر دیالکتیکی که اختصاص به گروه خاصی دارد آگاهی از این تغییر و علم به آنست ، نه مجرد تغییر در واقع امر . جواب : درک هم نکنیم بالاخره متحول که هست ، و نتیجه ، این میشود که همه افراد تفکر دیالکتیکی دارند ، ولی عدهای خودشان به متحول بودن فکرشان علم ندارند ، نه این حرفی که اینها میزنند ، اینها میگویند : شما مفاهیم در ذهنتان جامد است [ نه اینکه از تحول ذهنتان آگاه نیستید ] و اشکال ما اینستکه ، اگر ملاک تغییر مفاهیم ، آن حرکت عینی طبیعی مغز باشد ، در همه باید یکسان باشد ، و نمیشود در ذهن احدی جامد باشد ، پس مسلما مقصود از دیالکتیکی بودن فکر آگاهی از تحول نیست ، نفس متحول بودن است و اشکال ما هم وارد است . [٢]
| قیل بالتشبیه و المسامحه |
| تسمیة بالکیت عنه مفصحة |