نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٢
و جوابش هم ساده نیست . اولا ، میشود بر آنها نقض کرد . به اینکه : شما
میگویید هم حس خطا میکند و هم عقل ، بعد برای این مدعی ، استدلال میکنید
، یک استدلال عقلی و از این استدلالتان هم نتیجه قطعی میگیرید [ و حال
آنکه طبق فلسفهتان به هیچ چیز نباید قطع و جزم پیدا کرد ] .
اهل منطق هم خطای انسان را قبول دارند ، ولی بعضی مسائل را بدیهی و
قطعی میدانند که در آنها هیچ خطا نمیکنند و امکان خطا هم در آنها وجود
ندارد پس در انسان یک سلسله اصول خطا ناپذیر وجود دارد که با معیارهای
منطق میشود بسیاری از آنها را تصحیح کرد .
و اما اینکه ، گفتهاند حواس در شرائط مختلف تغییر میکند اینرا به
صورت دیگری باید جواب داد ، و این مسئله را در بحث " وجود ذهنی "
باید بحث کرد .
باید گفت اینکه شما میگویید این شئی ماهیتش در ذهن وجود پیدا میکند
مثلا سفیدی ، در خارج وجود دارد . بعد در ذهن من وجود پیدا میکند ، اینجور
خیال کردهاید که همان سفیدی که در خارج مثلا در فاصله یک متری وجود
داردمن اینرا در همانجا دارم تلقی میکنم ، در صورتیکه نه ، خیلی چیزها
واسطه است ، حتی آن امر مادی که من ادراک میکنم این نیست اینرا من با
استدلال عقلی کشف میکنم . انسان به یک اشیاء علم حضوری دارد که قوای
نفسانی خودش است ، در یکجاست که حلقه ارتباط بدن با روح است که آنهم
بالاخره باید به علم حضوری معلوم باشد ، هر علم حصولی ، مسبوق به یک علم
حضوری است . ما خیال میکنیم صوری که در ذهن ماست صور اشیاء خارجی است
در صورتی که چنین نیست ، بلکه خارج سبب شده است که در اثر یک سلسله
فعل و انفعالهای طبیعی و فیزیکی یک تصویر روی شبکیه چشم ما بیافتد ، آن
معلوم بالعرض ما آن شیئی خارجی نیست ، معلوم بالعرض ما همان ترکیب
مادی است که روی شبکه عصبی چشم ما قرار گرفته است ، و خطا در آن واقع
نمیشود ، و آن همانطور ادراک میشود ، آن کیفیتی که آن صورتی در روی چشم
ما دارد ، آنرا با خارج تطبیق میکنیم ، و این تطبیق ممکن است اشتباه
باشد ، در مورد مثال آنها ( احساس در حال صحت و احساس در حال مرض )
باید گفت شخص مریض که قند را تلخ ادراک میکند و شخص سالم که آنرا
شیرین ادراک میکند در واقع نه مریض مستقیما قند را ادراک میکند و نه
سالم ، این قند بعد از آنکه روی حاسه لامسه ما قرار گرفت و بعد از آنکه
با بزاق دهان ترکیب شد آن واقعا در آنجا تلخ است و هم شیرین ، تلخ برای
مریض و شیرین برای سالم . یعنی اینکه شیرین صفت قند خارجی نیست ،
شیرینی [ آن حالتی است که ما بعد از ترکیب قند با خصوصیات لامسه خودمان
درک میکنیم ] شکاکان ، اینرا دلیل بر این گرفتند که به حقیقت نمیشود
رسید ، و نمیتوان ادعای جزم کرد ، پیروان ماتریالیسم دیالکتیک همین
استدلال را گرفتند ولی نسبی ، نه مطلق ، دکتر ارانی در اینمورد حرفی دارد
که در اصول فلسفه نقل کردیم [١]
به هر حال اصل مسئلهای که در اینجا عنوان شد ، جاوید بودن حقیقت ، بود
، نه مسئله مطلق بودن یا نسبی بودن حقیقت [ که ما این مسأله را استطرادا
مطرح کردیم ] مسئله جاوید بودن حقیقت را ، در اصول فلسفه تحت این عنوان
که آیا " حقیقت موقت است یا دائم "
[١] رجوع شود به " اصول فلسفه و روش رئالیسم " ، پاورقی صفحه ١٣٨ و ١٣٩ و . ١٤٠