نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٣
محدود بود به اینکه زید قائم است روز جمعه ولی بر علم ما افزوده بشود ، زید قائم است روز جمعه در حضور عمرو در حال تکلم به فلان کلام و . . . اینها یک حقایق دیگری است که بعد ضمیمه میشود و اگر اسمش را تکامل هم بگذاریم مانعی ندارد ( ولی به معنای واقعی تکامل نیست ) و تکامل علوم هم معمولا به همین نحو است ، هر علمی در ابتدا بیش از چند مسئله محدود نبود ، بعد مرتب مسائلی بر آن افزوده شد و میگوییم علم تکامل پیدا کرد ، نه بمعنای اینکه همان مسئلهای که در ابتدا بود و حقیقت بود در حقیقت بودنش تکامل است علم هم برای او جاودانه است ؟ یا ریشهاش چیز دیگری است ؟ حالا ، به بینیم ریشه قضیه چیست ؟ آیا ریشه قضیه اینکه حقیقت متکامل نیست و جاودانه است ، اینستکه روح مجرد است ، یعنی انسان چون خودش یک موجودی است که از تغیر منزه است علم هم برای او جاودانه است ؟ یا ریشهاش چیز دیگری است ؟ نه ، ریشهاش همان تجرد نفس است ، و اگر علم خودش یک معنای مادی میبود ، جاودانگی در آن معنی نداشت ، یعنی این اندیشهای که الان ماداریم که زید قائم است روز جمعه ، خود همین اندیشه از آن نظر که اندیشه است در لحظه بعد نمیتوانست باز همین جور باشد ، خود آن ، از آن جهت که خود آنست تغییر کرده بود ، در طبیعت کلیت و دوام نیست ، در طبیعت اطلاق هم نیست ، هرچه که در طبیعت است ، جزئی و نسبی و موقت است ، ولی در اندیشه انسان ، همه اینها میتواند وجود داشته باشد ، هم به یک شیئی کلیت میدهد و میگوید کل نارحارش . در خارج کل نارحارش نداریم ، این ذهن انسان است که قدرت دارد از این جزئیها کلی بسازد ، همچنین در طبیعت هیچ ناری دوام ندارد یک نارهای جزئی است که در زمان حادث میشوند و در زمان هم فانی میشوند ، ولی اینکه به یک مفهوم منتزع و مجرد در میآید ، بصورت کلی و دائم در میآید ، اینها خصلتی است در مرحله شناخت پیدا میشود و این مرحله شناخت از خصوصیت خاص وجودی روح و نفس انسان است ، و اگر نفس انسان مجرد نمیبود ، علم به معنائی که امروزه داریم نمی داشتیم و معنی هم نداشت که داشته باشیم ، علم با خصلتهای خاص خودش ، مولود تجرد نفس و ثبات نفس در یک مرتبهای از مراتب خودش و کلیت نفس یعنی وجود سعی نفس که میتواند کلیات را درک بکند ، اطلاق نفس یعنی خارج بودن از تقید و نسبی بودن است و از این جهت است که حقیقت جاودانه است ، چون حقیقتها یک حالت مجزا شده دارند ، وقتی میگوییم زید قائم است روز جمعه این زید را ما در ذهن خودمان مجزا کردهایم . یعنی زید " و قیام در روز جمعه را از " مجموع شرائط و احوال مادی مجزا کردهایم و بهمین جهت است که همواره صادق است ، اگر مجزا نکرده بودیم و بهمان نحو که در طبیعت وجود داشت در ذهن ما وجود داشت برای همیشه صادق نبود .