نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢
بخوانید ، ملا صدرا هم که باشید ، چیزی را نمی شناسید ، چون درگیری اجتماعی ندارید . پس این یک مفهوم دیگری از پراکسیس است . آنجا میگفتیم پراکسیس ، فلسفه و دانش عمل است ، و در اینجا میگوییم که شناخت فقط از راه عمل پیدا میشود ولی این هر دو معنی به یک جا بر میگردد . یعنی باید عمل کرد تا شناخت تا ساخت پس فرمولی به شکل زیر جریان دارد : تغییر - شناخت - تغییر عمل اول تغییر یا مبارزه است . پس باید اول مبارزه کرد ، و بعد شناخت تا سنتز را بوجود آورد . پس مارکسیسم هم فلسفه عمل است از نظر فلسفه شناخت . و هم فلسفه عمل است از نظر اینکه یک فن است و بقول اینها نشستن در برج عاج و درباره عالم نظر دادن نیست ، یعنی برنامه عمل و پیشرفت و تکامل است . از قضا خود مارکس از کسانی است که در عمل فیلسوف نشده است .
تعارض تعهد انسان با جبر تاریخ در فلسفه مارکسیسم :
دیدیم که در مفهوم پراکسیس در فلسفه مارکسیسم علاوه بر مفهوم کلی عمل که گذشتگان هم داشتند ابعاد جدیدی وجود دارد که از آن جمله است مفهوم اجتماعی بودن ، برنامه عمل بودن و برنامه مبارزه بودن . اکنون در اینجا مسألهای هست که مشکلی بوجود آورده است و آن اینکه مارکسیسم فلسفه عمل است یعنی برنامهای است برای عمل کردن و فلسفه کار است بمعنای اینکه فلسفه تعهد به کار هم هست ، یعنی فلسفهای است که انسان را متعهد به کار و عمل و فعالیت میکند . ( که البته تصور اینها از عمل جز همان عمل دگرگون کننده و انقلابها و عملهای دسته جمعی چیز دیگری نیست ) . از طرف دیگر مارکسیسم ، قائل به جبر تاریخ است و تصریح میکند که تاریخ جبرا بسوئی پیش میرود و مقابله کردن با سیر تاریخ محال و بیهوده است . اکنون این سؤال مطرح میشود که آیا متعهد شدن در مورد امری که جبری و لا یتخلف است و خط سیرش هم که مشخص و معین است معنی و مفهومی دارد ؟ زیرا نه میشود کاری در جهت وفاقش کرد و نه میشود کاری در جهت خلافش کرد ، پس انسان در برابر آن هیچگونه آزادی و اختیار ندارد و حال آنکه تعهد فرع بر آزادی و اختیار است . خلاصه مطلب اینکه آیا دعوت به عمل در فلسفه مارکسیسم جائی دارد و حال آنکه این فلسفه قائل به جبر و حتمیت تاریخی است ؟ برای رفع این تعارض و حل این مشکل بود که مارکس و انگلس آمدند نوعی امر بین الامرین درست کردند که انسان در عین اینکه از نوعی آزادی و اختیار برخوردار است تاریخ هم سیر خودش را بطور جبری انجام میدهد .امر بین الامرین در فلسفه مارکسیسم :
[ مقدمه باید بگوئیم که ] انسان در مقابل حوادث نیرومندی که در خارج از وجود او اتفاق میافتد ، مثلا زلزله سه وضع میتواند داشته باشد ،