نقدی بر مارکسیسم - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
تاریخ مقصودشان خصوص جبر اقتصادی است ، و لازمه حرف اینها ، یک شاخه
بودن تاریخ است ، یعنی تاریخ یک دستگاه یک موتوره است که همان یک
موتور تکلیف همه چیز را روشن میکند ، و قائل به هیچ علت اصلی دیگر
نیستند ، و همه چیز در مرتبه معلول اینها قرار دارد .
ولی آنهایی که برای انسان اصالتهای دیگری قائل هستند ، آنها ناچار
تاریخ را چند موتوره میدانند و جریان تاریخ را هم چند شاخهای توجیه
میکنند ، که این شاخه ها احیانا تزاحم و جنگ و نزاع بینشان واقع میشود ،
و انسان ممکن است در اثر یک اصالت خودش بر خلاف منافع اقتصادی خودش
قدم بردارد ، یا به حکم منافع اقتصادی برخلاف اصالت دیگری قدم بردارد ،
و اینها است که زندگی بشر را پیچیده میکند . پس براساس این نظریه
ماهیت تاریخ هم صرفا ماهیت اقتصادی نیست و حتمیت تاریخ حتمیت
اقتصادی نیست و همین جور که یک فرد انسان ، یک موجود مرکبی است از
اصالتهای مختلف مادی و غیر مادی ، قهرا جامعه انسان از نظر نهادها و
تاریخ انسان از نظر نیروی محرکه یک بافت مرکبی است از بافتهای م
ختلف که هیچ کدام فرع دیگری نیست و برای خودش اصالت دارد . البته هیچ
کس منکر این مطلب نیست که اقتصاد در تاریخ بشر تأثیر دارد ، و این
حرف غلطی است که کسی بگوید اقتصاد هیچ کاره است ، اگر نگوییم که در
زندگانی بشر اقتصاد قویترین عاملها است ، لااقل یکی از عوامل مؤثر هست .
" من لامعاش له ، لامعادله " اشاره به همین حقیقت است . در قدیم ، یک
تعبیراتی که در متون قدیم در این زمینه آمده بود ، چون با ذوق مردم جور
در نمی آمد ، اینها را مطرح نمی کردند ، چون بیشتر زهد گرا بودند و به
معاد توجه داشتند نه به معاش . مثلا در کلمات حضرت رسول ( ص ) یا
حضرت امیر ( ع ) که این همه درباره زهد سخن گفته باز میبینید کلماتی از
قبیل " « یا بنی استعذ بالله من الفقر ، فانها منقصة للدین و مدهشة
للعقل و داعیة للمقت » " وجود دارد ، یعنی هم دین آدم را از آدم میگیرد
، عقل آدم را از آدم میگیرد ، آبروی آدم را هم در جامعه میریزد ، مردم
میگویند : بی عرضه نانش را هم نمی تواند در بیاورد . در کافی چقدر
روایت از پیغمبر ( ص ) درباره " جنز " نقل کرده است ؟ که میگفت :
" « اللهم بارک لنا فی الخبز ، لولا الخبز ما صلینا و لا صمنا و لا تصدقنا
و لا » . . . "
نگرش تاریخی اقتصاد دیدیم که آندره پی یتر در ابتدای بخش دوم کتاب در مورد مادی گرائی تاریخی این تعبیر را بکار برد که : " مادی گرائی تاریخی در عین حال یک برداشت اقتصادی از تاریخ و یک برداشت تاریخی از اقتصاد است " . در اینجا نیز تعبیر دیگری شبیه آن تعبیر آورده و میگوید : " مادی گرائی تاریخی که بمنزله بررسی تاریخی از دیدگاه اقتصادی است ، همچنین بررسی اقتصادی است از دیدگاه تاریخی " [١] . این مطلب را ما میتوانیم با یک تعبیر دیگر بیان کنیم که شاید رساتر و کلیتر بوده و بیشتر قابل تحقیق و تأمل باشد .
[١] مارکس و مارکسیسم - ص . ٣٤