مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٠ - شرح و تفسير
سؤال: اين سه گناه چه پيوندى باهم دارند؟ آيا بطور تصادفى در كنارهم ذكر شدهاند، يا ارتباطى با يكديگر دارند؟
پاسخ: انصاف اين است كه اين سه، باهم مرتبطند و هر يك معلول ديگرى است.
در برخوردها و معاشرتها، ابتداء سوءظن حاصل مىشود، اگر بتواند با آن مبارزه نموده و آن را برطرف سازد، بايد خدا را شكر نمايد و گرنه، آن سوءظن باعث تجسّس در كار ديگران مىشود؛ در اين مرحله نيز اگر با هواى نفس جهاد كرد و بر آن فائق شد، خوشابه حالش و گرنه تجسّس ثمره ناميمونى به نام غيبت خواهد داشت و غيبت معلول تجسّس خواهد بود. بنابراين سوءظن منشأ و علّت تجسّس و تجسّس نيز علّت غيبت مىباشد؛ و به تعبير ديگر، غيبت معلول تجسّس و تجسّس معلول سوءظن است.
«ايُحِبُّ احَدُكُمْ انْ يَأكُلَ لَحْمَ اخيِهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ»
- خداوند متعال پس از اين كه سه گناه بزرگ اخلاقى گذشته را بيان مىكند و مؤمنان را از آن نهى مىنمايد، مثالى براى غيبت- كه متأسّفانه نقل مجلس غالب مردم است- مىزند و مىفرمايد كه غيبت كردن پشت سريك مسلمان، و پرده برداشتن از سرّ و رازى كه ديگران از آن اطّلاعى ندارند، همانند خوردن گوشت مرده برادر است؛ آيا كسى حاضر است قطعهاى از گوشت بدن برادر مردهاش را جدا كند و بخورد! غيبت نيز شبيه اين كار است. علّت اين تشبيه آن است كه وقتى غيبت ديگرى را مىكند، آبرويش را مىريزد، ريختن آبروى ديگران همانند بريدن گوشت بدنشان، بلكه گاهى سختتر از آن است. و از آنجايى كه مسلمانان همه برادر يكديگرند؛ غيبت هر مسلمانى همانند خوردن گوشت برادر انسان است. تشبيه به انسان مرده نيز از اين جهت است كه همان طور كه چنين انسانى قادر به دفاع از خويش نيست، شخصى كه غيبت او مىشود نيز قادر به دفاع از خود نيست؛ چون در مجلس غيبت حضور ندارد.
عجب مثال گويايى! آيا زشتتر از اين- خوردن گوشت برادر مرده- كار ديگرى تصّور مىشود! آيا يك انسان، حتّى اگر ديوانه باشد، حاضر به انجام چنين كارى مىشود!