مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤ - ٣ مشرك آرامش ندارد
ميدان جاذبه زمين دور شويم، تأثير جذب آن نيز كمتر مىشود و در واقع خارج از ميدان جاذبه زمين، اشياء فاقد وزن هستند؛ به همين خاطر دانشمندان علوم فضايى، افرادى را كه قصد فضانوردى دارند، مدّتى با فراهم كردن فضاى مناسب با بىوزنى اشياء، تحت تعليم و تمرين قرار مىدهند تا آمادگى لازم را براى ورود به فضاى بى وزن داشته باشند.
يكى از راههاى تجربه بىوزنى سقوطهاى آزاد از نقاط بلند است كه در آن انسان هنگامى كه در وسط زمين و آسمان قرار مىگيرد، بىوزنى را تجربه مىنمايد؛ آن هنگام كه به اصطلاح دل انسان خالى مىشود و حالت خاصّى به او دست مىدهد.
به اين جهت، پزشكان معتقدند كه بسيارى از افرادى كه سقوط مىكنند، قبل از رسيدن به زمين سكته مىكنند و مىميرند.
بنابراين، وقتى كه مشرك از آسمان سقوط مىكند، در وسط راه بىوزنى و خلأرا در خود احساس مىكند و بر اثر اين بى وزنى، اضطراب سراسر وجود او را مىگيرد.
پس انسان هرگاه از توحيد جدا شود و به شرك روى آورد، گويى با آرامش خداحافظى كرده و با اضطراب و نگرانى همآغوش گشته است كه «الا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ [١]» تنها در سايه تو حيد آرامش وجود دارد و شرك و بت پرستى مايه اضطراب است.
اين مطلبى است كه خود مشركين هم بدان اعتراف دارند؛ در آيه شريفه ٦٥ سوره عنكبوت آمده است: «فَإِذا رَكِبُوا فِى الْفُلكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لهُ الدّينَ» هنگامى كه بت پرستان و مشركان، سوار بر كشتى در وسط دريا اسير موجهاى خروشان گشته وخود را در چند قدمى مرگ مىبينند، اضطراب و نگرانى بزرگى آنها را فرامىگيرد، دراين حال ديگر شرك و بت پرستى به آنها آرامش نمىدهد؛ بلكه براى رسيدن بهآرامش، سراغ توحيد رفته و از روى اخلاص، خداوند يكتا را مىخوانند؛ چون
[١] سوره رعد، آيه ٢٨.