مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٥ - مثال سى و هفتم ذات بىمانند خدا
لاتَعْلَمُونَ؛
پس، براى خدا مثال نزنيد، خدا مىداند، و شما نمىدانيد.» طبق اين آيه شريفه، مثال زدن براى ذات پاك خداوند ممنوع است. اينك اين سؤال مطرح مىشود كه با توجّه به ممنوعيّت مثال براى آن ذات بى مثال، چرا در آيه شريفه ٣٥ سوره نور براى خداوند مثال زده شده است؟
پاسخ اين سؤال در ذيل آيه شريفه ٧٤ سوره نحل آمده است. در ذيل آن آيه مىخوانيم: «خداوند مىداند و شما نمىدانيد»؛ يعنى بيان مثال براى خداوند، از جانب خود خداوند مانعى ندارد و بى اشكال است؛ ولى مثال زدن براى آن ذات بى مانند از جانب بندگان جايز نيست؛ زيرا خداوند اگر مثالى براى خود ذكر كند، مثالى خالى از نواقص ممكنات بيان مىكند و مىداند چگونه چنين مثالى بيان كند؛ اما انسانها نمىدانند كه چگونه مثالى شايسته وجود او بزنند؛ بنابراين نبايد براى او مثال بزنند.
شأن نزول آيه شريفه ٧٤ سوره نحل اشاره به يكى از كارهاى كفّار است؛ آنها براى توجيه بت پرستى خويش مىگفتند: «مَثَل خداوند»، «مَثَل شاه» است و «بتها» مانند «وزيرانِ» شاه وچون ما دستمان از دامان شاه كوتاه است و به او دسترسى نداريم، به وزيران او كه با شاه تماس دارند و به او دسترسى دارند، متمسّك مىشويم و آنها را عبادت و پرستش مىكنيم، نه خداوند را. [١]
آيه شريفه در ردّ اين توجيه و مانند آن نازل شد و بيان هر گونه مثلى را از انسانها براى ذات بى مانند خداوند، غير مجاز اعلام كرده و چنين تشبيه و مثالى را براى خداوند متعال، اشتباه بزرگ و آشكارى مىداند؛ زيرا علّت عدم دسترسى مردم به شاه اين است كه شاه، و به طور كلّى، هر انسانى، از حيث زمان و مكان موجودى ناتوان و محدود است؛ پس امكان دستيابى همه به او نيست؛ امّا خداوندى كه قادر و عالم و حاضر مطلق است و در همه زمانها و مكانها حاضر است و در قلب همه انسانها جاى دارد و از رگ گردن انسان به او نزديكتر است، ارتباط و دستيابى به او كار آسانى
[١] تفسير نمونه، جلد ١٠، صفحه ٣٢٣.