مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥١ - شرح و تفسير
مشكلات را احساس نمىكند، علاوه بر اين كه هيچ انسانى به حرف فرشتگان گوش نمىدهد زيرا مىگويد: فرشته كه اين حرفها را مىزند، براى امثال خودش خوب است كه شهوت ندارد و عصمت دارد؛ امّا ما، كه عصمت نداريم و گرفتار شهوت هستيم، نمىتوانيم همانند او عمل كنيم؛ ولى اگر رسول خدا از جنس انسان باشد اين بهانهها مرتفع است.
«انْكادَ لَيُضِلُّنا عَنْ آلِهَتِنا لَولا انْ صَبَرْنا عَلَيْها»- مشركان پس از اين تمسخر و استهزاء به يكديگر مىگويند: «اگر مابر پرستش خدايانمان استقامت نمىكرديم، بيم آن مىرفت كه ما را گمراه سازد! و اين تحفهها و بت هارا از ما بگيرد.»
البتّه در اين دو گفتار مشركان كه در يك جا، نسبت جنون به حضرت مىدهند و در اينجا، آن قدر احساس خطر مىكنند كه مبادا سخنان پيامبر در آنها اثر كند ودست از بت پرستى بردارند، تناقض روشنى وجود دارد؛ زيرا هيچ كس از تأثير سخنان يك مجنون بيمناك نيست، پس اگر مجنون است نبايد از سخنان او ترسيد و اگر مجنون نيست و سخنان درستى مىگويد، چرا سخنانش را نمى پذيريد! در واقع بى اساس بودن عقايد كفّار از سخنان خود آنان هويدا است.
خداوند نيز سه جواب به اين گفتار باطل و متناقض داده است:
١- «وَ سَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذابَ مَنْ اضَلُّ سَبِيلًا»- هنگامى كه عذاب الهى نازل شود و آنها مشمول غضب و عذاب خداوند شوند، آن گاه معلوم مىشود كه چه كسى گمراه و در غير مسير حق است، آن زمان روشن مىشود كه آيا شما كفّار و مشركان مكّه بر حق بودهايد يا پيامبر صلى الله عليه و آله و فرستاده خداوند!
سؤال: چرا كفّار قبل از نزول عذاب الهى نمىفهمند كه حق با چه كسى بوده است؟
پاسخ: هوى و هوس، پردهاى بر قلب كفّار انداخته است، به گونهاى كه اجازه نمىدهد حقايق را درك كنند. هوىپرستى، بت پرستى، پول پرستى، مقام پرستى دنيا پرستى و مانند آن، حجابهايى هستند كه مانع درك كفّار مىشود و اين موانع