مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢ - آيا آيه فوق از امثال القرآن است؟
مثالهاى قرآنى، مثال بريك شىء مشخّص و معيّن كه داراى وجود خارجى است، باشد- كه بسيارى از مثالهاى قرآن چنين است- آيه فوق از امثال القرآن محسوب نمىشود؛ ولى اگر اشاره كلّى به مثالهاى قرآن باشد، در اين صورت آيه فوق جزء امثال القرآن است؛ زيرا در اين آيه شريفه تنوّع مثالهاى قرآن بيان شده است.
لازم به تذكّر است كه برخى از مؤلّفين امثال القرآن، در اين راه اشتباه كردهاند. با نهايت احترام كه براى اين عزيزان قائل هستيم، بايد ياد آور شويم كه هر آيهاى كه در آن كلمه «مثل» آمده است، نمىتوان آن را جزء امثال القرآن دانست؛ مثلًا در آيه شريفه
«فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ [١]»
كلمه مثل آمده است؛ ولى آيه شريفه ارتباطى با مثلهاى قرآنى ندارد، بلكه در مورد اعجاز قرآن مجيد است. يا در آيه شريفه «لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الانْثَيَيْنِ [٢]» نيز كلمه مثل آمده است؛ در حالى كه اين آيه نيز هيچ ارتباطى با امثال القرآن ندارد و در آن پيرامون ارث بحث مىشود. همان گونه كه در برخى از امثال القرآن كلمه مثل به كار نرفته است، ولى همه آن را جزء مثلهاى قرآنى شمردهاند.
نتيجه اين كه: بودن يا نبودن كلمه مثل دليل بر شمردن آن آيه از امثال القرآن نيست؛ بلكه هر آيهاى از آيات قرآن مجيد (چه كلمه مثل در آن باشد يا نباشد) كه يك مطلب عقلى پيچيده را در قالب يك امر محسوس و قابل فهم، براى همگان مطرح كند، جزء امثال القرآن محسوب مىشود.
شرح و تفسير
«وَلَقَدْ صَرَّفْنا فى هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ»- كلمه «صَرَّفنا» از مادّه تصريف است؛ «تصريف» به معنى «تبديل كردن، جابه جا نمودن و تغيير دادن» است. به «صرّاف» از اين جهت «صرّاف» مىگويند كه دائماً ارزهاى مختلف را به يكديگر تبديل مىكند؛
[١] سوره بقره، آيه ٢٣.
[٢] سوره نساء، آيه ١١.