مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٣ - مثال پنجاهم و پنجاه ويكم يهود
شبه جزيره عربستان به ارمغان آورد، يهوديان متعصّب چون اسلام را با برخى از منافع نامشروع خود در تضاد ديدند به پيروى از هوى و هوس شيطانى، نغمه مخالفت ساز كردند!
امان از هواى نفس كه چه مىكند! جمعيّتى به عشق ديدن پيامبرى از شهر و ديار خود هجرت مىكنند و در محل موعود سُكنى مىگزينند و مدّتى در انتظار او مىمانند و لحظات سخت انتظار را سپرى مىكنند؛ امّا وقتى كه او را مىيابند، نه تنها از او استقبال نمىكنند؛ بلكه نقشه از بين بردن او را مىكشند و با دشمنان او همپيمان مىشوند و در يك صف قرار مىگيرند!
امّا اسلام در اين مبارزه پيروز شد وقلعههاى سه گانه به تصرّف مسلمانان در آمد و يهوديان تار و مار شدند، عدّهاى كشته شدند و عدّهاى با سر افكندگى و فلاكت مجبور به ترك مدينه شدند.
شأن نزول آيات فوق
پس از اين كه «طايفه بنى قينقاع» در درگيرى با مسلمانان نابود گشتند، منافقان مدينه سراغ «طايفه بنى النّضير» آمدند و آنها را جهت جنگ با مسلمانان تحريك كردند، گفتند: برخيزيد و تا مسلمانان سازمان و حكومت مستحكمى تشكيل ندادهاند به كمك همديگر آنها را از مدينه بيرون نموده و ريشه اسلام را بخشكانيم؛ پس در جنگ با مسلمان درنگ نكنيد!
در اينجا آيات را فوق نازل شد و به يهود هشدار داد كه با طناب پوسيده منافقان به چاه نروند كه بد بخت مىشوند؛ زيرا منافقان به شما كمك نخواهند كرد و شماهم به تنهايى تاب مقاومت در برابر مسلمانان را نداريد، بنابراين عاقبتتان مثل عاقبت «بنى قينقاع» مىشود. سپس براى آنها دو مثال مىزند.