مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٦ - شرح و تفسير
آنها براى تحقّق بخشيدن به اين افكار شيطانى، نقشهاى كشيدند:
«اذْ اقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحينَ وَ لا يَسْتَثْنَوْنَ»
- نقشه شيطانى آنها اين بود كه با يكديگر هم قسم شدند كه صبح هنگام، زمانى كه همه مردم در خوابند؛ يعنى قبل از طلوع آفتاب و اوّل طلوع فجر، به همراه كارگران و غلامان خود به باغ بروند و بدون استثناء تمام ميوههاى باغ را [١] بچينند و بسته بندى كنند تا وقتى كه فقراء و مستمندان خبردار مىشوند و براى گرفتن كمك به باغ مىآيند، كار تمام شده باشد و آنها بى نصيب شوند! اين نقشه را كشيدند و به اميد اجراى آن در صبحدم فردا به خواب فرور فتند.
«فَطافَ عَلَيْها طائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَ هُمْ نائِمُونَ»
- «طائف» به معناى طواف كننده است، طواف كنندگان خانه خدا را به همين جهت «طائف» مىگويند. در ادبّيات عرب اين لفظ بر «بلاى شبانه» نيز اطلاق مىشود. يكى از بلاهاى شبانه، سرقتها و دزدى هاست كه معمولًا در شب رخ مىدهد و به اين جهت به آن طائف گفته مىشود كه دزد به هنگام شب در اطراف خانه مورد نظر مىچرخد و طواف مىكند تا نقطه آسيبپذير را بيابد و از آنجا وارد شود. به هر حال، «طائف» در اينجا به معناى بلاى شبانه است.
صاحبان باغ به خواب فرو رفتند. آه مظلومان دامن آنها را گرفت و شبانگاه بلاى الهى بر باغ محبوب آنها نازل شد و تمام هستى آنها را نابود كرد.
«فَاصْبَحَتْ كَالصَّريمِ»
- صبح هنگام از آن همه ميوه و طراوت و زيبايى و گل و بوته، هيچ خبرى نبود و بر اثر بلاى شبانه الهى، تمام آن باغ، همانند قطعهاى ذغال شده بود.
راستى چه بلايى نازل شده بود؟ شايد صاعقه بود. صاعقهاى از آسمان مأموريّت
[١] اين تصميم آنها نشانگر آن است كه كار آنها ناشى از نياز نبود؛ بلكه ناشى از بخل و ضعف ايمان بود؛ زيرا انسان هر مقدار نياز داشته باشد، مىتواند مقدار كمى از محصول يك باغ پر در آمد را به نياز مندان اختصاص دهد. البتّه برخى از مفسّرين جمله «ولايستثنون» را به گونهاى ديگر تفسير كردهاند و آن اينكه «اصحاب الجنّة» به هنگام اين تصميم «الّا ان يشاء اللَّه» و به تعبير فارسى امروز «ان شاء اللَّه» نگفتند، يعنى آنقدر مغرور بودند كه خود را از گفتن اين جمله بى نياز ديدند؛ ولى تفسيّر اوّل صحيحتر است؛ زيرا با اصل ماجرا تناسب بهترى دارد. (تفسيرنمونه، جلد ٢٤، صفحه ٣٩٤)