مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧ - عاقبت انسان مغرور
در آيه شريفه ذكر كلمه «ربّ» از بين اسماء مختلف خداوند، بسيار مهم و دقيق است و به اين معناست كه او مرا از زمانى كه نطفهاى بيش نبودم تا كنون، بلكه تا آخر عمر، تحت تربيت خود قرار داده است. اگر تربيت ربّ قادر نبود، من چيزى نبودم؛ او ولىنعمت و صاحب و مالك من است. مگر مىشود براى چنين پروردگارى كه همه چيز من از اوست، شريك قائل شوم؟!
«وَ لَوْلا اذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّة الّا بِاللَّهِ»- سپس رفيق مؤمن- بعد از بيان منطق و عقيده خويش- رو به رفيق خود كرد و گفت:
چرا هنگامى كه وارد باغ بزرگت مىشوى و درختان پرميوه سر به فلك كشيده، زراعتهاى وسيع، فضاى معطّر باغ، سايههاى خنك و نشاطآور و ... را مىبينى، نمىگويى: اين، نعمتى است كه خداوند عطا كرده است و قوّت و قدرتى جز از ناحيه او نيست!
تمام قدرتها و نيروها با عنايت اوست! رفيق من! تو بايد تمام اين نعمتها را از ناحيه او بدانى و در مقابلِ اين همه لطف و رحمت و نعمت، او را سپاس بگويى، نه اين كه مغرور شوى! هم خود از آن بخوبى استفاده كن و هم حقّ يتيمان و فقرا و نيازمندان را بپرداز!
«انْ تَرَنِ انَا اقَلُّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً فَعَسى رَبّى انْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ»- دوست من! تو فقط به وضع موجود فكر مىكنى كه ثروتمند و پرقدرت هستى و من از نظر مال و ثروت و نفرات از تو ضعيفترم ولى آيا هيچ به آينده فكر كردهاى كه خداوند قادر است در يك لحظه همه چيز را وارونه كند و بهتر از باغ تو به من بدهد!
|
در اين دُنيه كه گه گه كَه كُه و كُهْ كَه شود ناگه |
به امروزت مشو غرّه، ز فردايت نِهاى آگه |